تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
بطور تفصيل و بحث مشروح در ضمن مباحث كتاب « امام‌شناسى » گذشته و نيز خواهد آمد ، با أسناد معتبره از كتب شيعه ، و از كتب عامّه مانند حفّاظ آنان آورده و مىآوريم ، و هر كس عاجلا بخواهد غير از آنچه تا به حال در كتاب « امام‌شناسى » آمده است به أسناد آنها مراجعه كند به كتاب شريف « غاية المرام » سيّد هاشم بحرانى و « شواهد التّنزيل » حاكم حسكانى ، و « فرائد السّمطين » حمّويى و سه جلد تاريخ أمير المؤمنين عليه السلام از « تاريخ دمشق » تأليف ابن عساكر مراجعه نمايد . بارى از اين مقدّمه استفاده شد كه زمينهء خلافت علىّ بن ابي طالب ، از بدء بعثت رسول الله ، و در دوران بيست و سه سال نبوّت آن حضرت كاملا مشهود و ملموس بود ، و براى هر گروه و دسته‌اى معلوم و مبيّن شده بود . و ليكن اينك كه رسول خدا عازم رحلت است و جبرائيل خبر ارتحال آن حضرت را آورده است ، در غدير خمّ إعلان عمومى و نصب علنى ، و ابلاغ ولايت و امامت امير المؤمنين عليه السلام براى همهء طوايف مسلمانان بطور دسته جمعى بود ، كه رسول خدا در حجّة الوداع زمينه را مساعد مىنمود ، و در خطبه‌ها از كتاب خدا و عترت خود سخن مىگفت تا بدين مرحلهء غدير كه رسيد ، جبرائيل نازل و آيه
بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
را فرود آورد . و ما اين مقدّمهء شريفه را با ذكر حديث شريفى كه از حضرت علىّ بن موسى الرضا - عليه آلاف التّحيّة و الثّناء - در مجلس مأمون روايت شده است و از كتاب « غاية المرام » مىآوريم ختم مىكنيم : سيّد بحرانى از ابن بابويه ، از علىّ بن حسين بن شاذويه مؤدّب ، و جعفر بن محمّد بن مسرور ، روايت مىكند كه آن دو نفر ، از محمّد بن عبد الله بن جعفر حميرى ، از پدرش ، از ريّان بن صلت روايت مىكنند كه او گفت : حضرت امام رضا عليه السلام در مجلس مأمون كه در مرو تشكيل يافته بود حضور يافتند ، و در آن مجلس جمعى از علماى أهل عراق و خراسان حضور داشتند . مأمون گفت : از معناى اين آيه مرا مطّلع كنيد :
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا .
« 1 » « سپس ما كتاب را به إرث داديم به آن كسانى از بندگان ما كه آنها را برگزيده‌ايم » .
هامش
( 1 ) - آيه 32 ، از سورهء 35 : فاطر .