كه ولىّ و صاحب اختيار و مدبّر و أولى به شما از خود شما ، خدا و رسول خدا و كسانى كه اقامهء نماز مىكنند و زكات و صدقه را در حال ركوع مىدهند ، مىباشند » .
و اين آيه در سورهء مائده است ، و چنان كه مىدانيم اين سوره ، آخرين سورهاى است كه بر رسول الله نازل شده است ، و اين آيه بعد از حجّة الوداع در مدينه در طول هفتاد روزى كه از غدير خمّ تا روز رحلت رسول الله بوده است وحى گرديده است .
و در همان ايّام كسالت ، رسول خدا دستور دادند ، تمام درهائى را كه از خانههاى مجاور أصحاب به مسجد رسول الله باز كرده بودند ، همه را بستند ، و بطور كلى مسدود نمودند ، تا راهى از آن منازل به مسجد نبوده باشد ، مگر در خانهء امير المؤمنين عليه السلام را كه به دستور رسول خدا باز گذاردند و مسدود نكردند .
از جمله در خانهء عبّاس عموى رسول خدا و در خانهء عمر و ابو بكر را بستند ، عبّاس نزد رسول خدا آمد و اجازه خواست تا در خانهاش را باز گذارند ، رسول الله فرمود : اين اجازه به دست من نيست ، خداى اجازه نداده است . عمر گفت : يا رسول الله اجازه بدهيد يك دريچه از بالا ، از منزل من باز باشد تا تشريف فرمائى شما را به مسجد ببينيم ! حضرت فرمود : خداوند وحى فرستاده است كه همهء درها بسته شود غير از در منزل علىّ بن أبي طالب . و بنابراين رسول الله دستور داد تمام دريچهها و حتّى خوخهء « 1 » خانهء أبو بكر را بستند .
بارى تمام اين مطالب وقايعى است كه راجع به أمير المؤمنين عليه السلام در زمان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم واقع شده است ، و اينها و نظاير اينها كه شمارش آنها بسيار است همه دلالت بر قرب شديد و روحانيّت اكيد و ولايت آن حضرت با ولايت رسول خدا مىكند ، و اگر كسى اصولا از عنوان وصىّ بودن و خلافت آن حضرت نيز هيچ سابقهء ذهنى نداشته باشد ، مانند يك شخص خارجى مذهب مثل يهودى يا نصرانى ، و اين مطالب را ببيند ، بدون شك مىگويد : اين مقام بدون ترديد مقام خلافت و ولايت و إمامت بعد از رسول است . و ما اين مطالب را كه همهء آنها
هامش
( 1 ) - خوخه يا كوّه ، دريچهء كوچكى است كه در اطاق به جهت آمدن نور باز مىكنند .