و مراد از صراطى ( راه خدا ) در آيه :
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ،
« 1 » « و اينست صراط من كه مستقيم است ، پس شما از اين صراط پيروى كنيد ، و از اين راه درآئيد ، و دنبال راههاى مختلف نرويد كه شما را از راه خدا باز مىدارد ، و متفرّق و متشتّت مىگرداند » راه مستقيم و صراط خدا راه علىّ بن ابي طالب است .
و مراد از من يمشى سويّا على صراط مستقيم ( كسى كه هموار و مستوى بر راه راست راه مىرود ) در آيه شريفهء :
أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ،
« 2 » « آيا آن كسى كه به روى خود در افتاده و راه مىرود ، بهتر راه را مىيابد و به مقصد مىرسد ، يا آن كسى كه هموار و مستوى بر صراط مستقيم راه مىپيمايد ؟ » امير المؤمنين عليه السلام است .
رسول خدا در خيبر فرمود : لاعطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّ الله و رسوله و يحبّه الله و رسوله كرّار غير فرّار ، لم يرجع حتّى يفتح الله بيديه .
« من فردا لواى جنگ را به كسى مىسپارم كه خدا و رسول خدا را دوست دارد ، و خدا و رسول خدا او را دوست دارند ، او پيوسته حمل مىكند و هيچگاه پشت بر جنگ نمىكند ، و او از اين مأموريّت برنمىگردد ، تا اينكه خداوند فتح و ظفر را با دو دست او نصيب مسلمانان مىكند » .
فردا على را طلب كرد ، و بر چشمان دردناك و رمدآلودش آب دهان مبارك سود ، و علم را به وى سپرد ، و حيدر كرّار در قلعهء خيبر را از بيخ بركند ، و خيبر را فتح نمود .
و اين واقعه در وقتى بود كه در دو روز قبل از آن علم را به ابو بكر و عمر سپرده بود و هر دو خائبا خاسرا فرار كرده ، و بدون انجام مأموريّت و فتح از جنگ برگشتند .
هامش
( 1 ) - آيه 153 ، از سورهء 6 : انعام .
( 2 ) - آيه 22 ، از سورهء 67 : ملك .