33 - اگر تو از روى جهل به تاريخ وقايع و حوادث روزگار ، مقام أبو شبّر ( على ) را إنكار مىكنى ! 34 - پس دربارهء مقام و منزلت او از بدر سؤال كن ! و از احد سؤال كن ! و از أحزاب بپرس ! و از خيبر بپرس ! 35 - چه كسى در اين وقايع و جنگها تدبير امور را نمود ؟ و چه كسى شجاعان روزگار را به زمين انداخت ؟ و چه كسى آنان را هلاك كرد و به ديار عدم و نيستى فرستاد ؟
36 - چه كسى قلعههاى مستحكم شرك و كفر را واژگون ساخته و فرو ريخت ؟ و چه كسى كاخ إسلام را مشيّد و بلند و رفيع نمود ؟ و چه كسى اسلام را آباد كرد ، و حيات بخشيد ؟
37 - چه كسى او را حضرت طه ( رسول خدا ) بر همهء مردم مقدّم داشت ؟ و او را بر جميع أهل ايمان امير و سيّد و سالار نمود ؟
38 - اى أبو الحسن تو را با غير تو مقايسه كردند ، مگر مىشود كوه را با ذرّه مقايسه كرد ؟
39 - چگونه تو را با كسانى كه با تو دشمنى كردند و در مقابل تو قرار گرفتند مساوى و برابر شمردند ؟ و آيا چنين منزلتى را دارند كه با دو لنگهء نعلين قنبر : غلام تو برابر شوند ؟
40 - چه كسى غير از تو بود كه هم براى جنگ و محاربه ، و هم براى عبادت و محراب ، و هم براى منبر و خطابه خوانده شود و برگزيده گردد ؟
41 - چون تمام كارهاى معروف و شايسته در ميان مردم انتشار يابد از تو سرچشمه گرفته است ، و مصدر و مولّد آن تو بودى ! 42 - و چون تمام كارهاى نيكو را نام ببرند ، همهاش براى توست ! و براى غير تو چيز قابل ذكرى نيست ! 43 - دين خدا را زنده كردى با شمشير برّانى كه مرگ سرخ را در آن به وديعت نهفته بودى ! 44 - شمشير تو قطب مدار جنگ بود ، كه براى زدن و بريدن و جدا كردن پيوسته در دوران و گردش بود ، و در روز حمله ، غصّه و أندوه را مىزدود .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 290
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٩٠