رخ برمىدارد نمايان مىشوم .
8 - ترحمآور بر مريضى كه از چشمان خمارآلودهء تو ، شب را تا به صبح بيدار مانده است ، و اگر هر آينه آن چشمان فتّان و جادوى تو نبود مريض نمىشد .
9 - از غصّه و أندوهى كه از هجران تو بر او وارد شده است دو چشمانش نابينا و سفيدرنگ ، و مجارى اشك در آن چشمان ، قرمز رنگ شده است .
10 - اى جماعت عاشقان بيائيد و به فرياد اين من مجنون و ديوانه برسيد ، كه در عشق بچّه آهوى قرمز رنگى كه قرمزى آن به سياهى مىزند ، گرفتار آمده است ! 11 - كه ( از فرط حسن و جمال ) اگر براى شخصى كه مشغول طرب است ظاهر شود ، به رقص آيد و آواز سر دهد . و اگر براى شخصى كه مشغول عبادت و توجّه به خداست نمايان گردد صداى الله اكبرش بلند شود .
12 - من از روى فرط عشق و محبّت به او ، نبوّت او ايمان آوردم در حالى كه سحر و جادوى قوى و برگزيده از دو چشم او ظاهر بود .
13 - من مراتب محبّت و عشق خود را براى كسى كه در او حال ضجرت و ملالت پديدار شده است پاك و خالص گردانيدم ، او عيش مرا به فراق و بريدن از ما ، تيره و مكدّر ساخت .
14 - اى كسى كه هجران و دورى مرا از خودت در نظر گرفته و اختيار كردهاى ، و در ملاقات و زيارت خود غير مرا بر من برگزيده و انتخاب نمودهاى .
15 - سوگند ياد مىكنم بر تو به آن زيبائى رخسار و حسن منظرى كه به تو هيئت زيبا و چشمانداز نيكو داده است ، 16 - و سوگند به چهره و سيماى تو در آن زمانى كه از شرم و حيا سرخ مىشد ، و به چهره و سيماى دوست تو در آن زمانى كه زرد مىشد ، 17 - و سوگند به لؤلؤ دندان پيشين تو كه به يك رشته درآمده ، و به لؤلؤ أشك سرازير من در آن زمانى كه بر چهرهام مىريزد و پخش مىشود ، 18 - اينكه دست از اين إعراض و دورى بازدارى ! و اين هجران را ترك كنى ! زيرا كه سزاوار همچو منى نيست كه مهجور گردد .
19 - پس قدحها را براى نوشيدن شراب به گردش در آور ، كه اميد است با اين قدحها سرور و شادمانى انتشار يابد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 288
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٨