أبتر و بريده آورده است كه مبدأ آن مشخّص و معلوم نيست . و چه بسا همين اهمال كوچك ، موجب جهالت خواننده در مصير أمر و در منتهاى آن گردد .
[ مورّخينى كه واقعهء غدير خمّ را نقل كردهاند ]
واقعهء غدير از أهمّ آن قضايائى است كه در تاريخ اتّفاق افتاده است ، زيرا كه مذهب پيروان آثار أهل بيت رسول الله - صلوات الله عليه و عليهم - مبتنى بر اين واقعه ، و بر بسيارى از قضايا و حجّتهاى باطل كننده و محق نمايندهء ديگرى است كه بر همين و تيره است ، آن پيروانى كه تعداد نفوس آنها در ميان أفراد بشر به مليونها بالغ مىگردد . و در ميان آنها علماء ، و بزرگان ، و حكماء ، و أبرار و نيكان ، و نوابغ در علوم أوايل و أواخر ، و پادشاهان و سياستمداران ، و امراء ، و پيشوايان موجود است ، و در آنها علم و سيادت و أدب فراوان ، و فضل بسيار ، و كتابهاى پرارزش و نفيس در هر فنّى از فنون وجود دارد .
بنابراين اگر مورّخ از پيروان أهل بيت باشد بر او واجب است كه براى امّت خود ، خبر ابتداى دعوتش را إثبات كند ، و بر خصم غالب آيد . و اگر از غير أهل بيت باشد ، لا اقلّ آن را بطور بسيط در وقتى كه تاريخ امّت كبيرى را در مىنوردد ، ذكر كند و يادآور شود ، و يا آن را با آنچه به نظر و تدبّر خود از نقصانى كه در دلالت آن مىبيند ، همراه آورده و بيان كند ، اگر حالت نفسى او چنانست كه نمىتواند از أحكام عواطف نفسانى خود عبور كند ، و نفس خود را پيوسته در مرحلهء عاطفه سرازير مىنمايد ، و اگر از نعرهها و صداهاى در بينى انداختهء گروه و طائفهء منتسب به خودش نمىتواند برهد ، در حالى كه به هيچوجه نمىتواند عيبى در سند آن بجويد ، و نقصى را در آن آماده و مهيّا سازد . چون آنچه را كه پيامبر اسلام در روز غدير از دعوت به مفاد حديث ولايت ، براى آن قيام كردند در بين هيچيك از دو نفر اختلافى نيست ، و اگر اختلافى باشد در مؤدّى و مفاد حديث است بر اساس أغراض و شوائبى كه بر شخص با فهم و بصير مختفى نيست .
و از جمله پيشوايان مورّخانى كه حديث غدير را ذكر كردهاند ، افراد زير مىباشند :
1 - بلاذرى متوفّى در سنهء 279 در « أنساب » .
2 - ابن قتيبة متوفّى در 276 در « معارف » و در كتاب ديگر خود به نام « الإمامة و السّياسة » .