3 - و دربارهء او محمّد مصطفى آن يگانه برگزيدهء خدا فرموده است : تو تنها ولىّ و مولى و كافل به تمام امور مردم هستى ! و نظير اين گفتار فرموده است : تو يگانه وزير و معين من ، و تو يگانه وصىّ من مىباشى ! و چه بسيار مكرّر در مكرّر به او گفته است : تو برادر من هستى ! پس به كدام يك از آن ديگران چنين گفتارى را رسول خدا صلى الله عليه و آله همانند گفتارى كه به على گفته ، گفته است ؟
4 - و آيا تو حديث مولى ( من كنت مولاه فعلىّ مولاه ) را شنيدهاى ؟ ! كه در روز غدير پيامبر مكرّم ايراد فرمود ؟ و صحيح آنست كه مراد از مولى ، أولى و برتر بر نفوس باشد ( و ساير معانى كه نمودهاند غلط است و براى فرار از مطلب و گريختن از حقّ است به تشبّث به خس و خاشاكى كه بر روى آب قرار مىگيرد ) .
آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء على سخنانى نگفت كه براى مخالفان او جاى شبهه و ترديد و دگرگونى فكر ، و از اين جا به جاى ديگر گريختن ، باقى نگذارده باشد ؟
5 و 6 - و آيا تو حديث منزله را شنيدهاى ، كه در آن على را به مثابه و مثال هارون پيغمبر وصىّ موسى قرار داده است ؟ ! و از جهت پاكى و طهارت نفس آن درجه و مرتبهاى را براى او ثابت كرده است كه : براى هارون همدوش و همپايهء موسى پيامبر بوده است . پس بنابراين على در اين منزله و پايه نسبت به پيغمبر اكرم قرار گرفت ، و نظير هارون داراى تمام شئون او شد ، بطورى كه اگر رسول أكرم استثناء نبوّت را بعد از خود نمىنمود ، اميد آن بود كه براى على درجهء نبوّت هم ثابت باشد .
و ليكن پيامبر اكرم نبوّت را استثناء نمود ، و علىّ ذو الفتوّه و جوانمرد ، آنچه را كه مصطفى از مقام و درجه و منزلت و قوّت و قدرت معنوى داشت ، همه را نائل شد » .
بحث در حديث غدير : حديث ولايت ، نيز از دو جهت قرار مىگيرد ، أوّل از جهت سند ، و دوم از جهت دلالت . و ما در هر يك از اين دو جهت إن شاء الله تعالى بطور مستوفى بحث مىنمائيم .
أمّا بحث از جهت سند ، يعنى از جهت وقوع واقعهء غدير ، در روز هيجدهم
امام شناسى (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٨