كنت مولاه فعلىّ مولاه ) را از هفتاد و چند طريق آورده است . و در اين كتاب دربارهء شأن نزول آيه تبليغ دربارهء علىّ بن أبي طالب با اسناد خود از زيد بن أرقم سخن گفته است .
بارى عمدهء تمسّك فخر رازى و تابعان او اينست كه آيه تبليغ در سورهء مائده آمده ، و در بين آيات راجعهء به أهل كتاب است ، پس مناسب است دربارهء حكم نازل دربارهء اهل كتاب بوده باشد .
با آنكه هر كه مختصر بصيرتى به سرگذشت قرآن داشته باشد ، مىداند كه : ترتيب نزول آيات غالبا غير از ترتيب ذكر آنهاست . و ترتيب سورههاى نازله غير از ترتيب اين سورههاى قرآن است ، سورههاى أوّلين ، سورهء علق و مدّثّر و مزّمّل و نون و القلم و ساير سور قصار است كه مكّى است ، و آخرين سوره ، سورهء مائده و سورهء نصر است :
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
. و بسيارى از آيات در مكّه نازل شده و در سورههاى مدنى قرار گرفته است و بالعكس .
سيوطى در كتاب « إتقان » گويد : إجماع و نصوص دلالت دارد بر اينكه ترتيب آيات توقيفى است ، و ما بايد قرآن را به همين كيفيّتى كه نوشته شده است بخوانيم . و در اين مطلب شبههاى نيست . امّا اجماع را بسيارى از بزرگان از جمله زركشى در كتاب « برهان » و أبو جعفر بن زبير در كتاب « مناسبات » خود نقل كردهاند ، و عين عبارت أبو جعفر اينست : « ترتيب آيات در سورهها به توقيف و قرارداد رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، و بدون خلاف با امر آن حضرت صورت گرفته و مسلمين در اين مطلب اختلافى ندارند » . و سپس نصوصى را ذكر كرده است كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله اصحاب خود را تلقين مىكرد ، و به آنها قرآن را بر همين ترتيبى كه امروزه ما در مصاحف خودمان مشاهده مىكنيم ، با دلالت و راهنمائى جبرائيل آن را بر اين نهج ، تعليم مىداد . و هر آيهاى كه نازل مىشد ، مردم را إعلان مىكرد كه بايد عقب فلان آيه در فلان سوره قرار گيرد « 1 » .
و ما مفصّلا بيان كرديم كه ترس رسول خدا از يهود و نصارى ، يا بايد در أوّل بعثت باشد ، و يا بعد از هجرت به فاصلهء مختصرى ، نه در آخر هجرت كه شوكت
هامش
( 1 ) - « إتقان » طبع أوّل مصر در سنهء 1278 ج 1 ، ص 75 .