پيغمبر اين را به زنهايش نگفت از خوف آنكه آنها دنيا را بخواهند ، و پيامبر آنها را رها كند .
4 - دربارهء داستان زيد بن حارثه و زوجهاش زينب دختر عمّهء رسول الله وارد شده است .
5 - دربارهء جهاد نازل شده ، چون آن حضرت بعضى از اوقات از ترغيب منافقين به جهاد خوددارى مىكرد .
6 - چون آن حضرت از عيبگوئى خدايان دوگانهپرستان سكوت كرد ، اين آيه فرود آمد .
7 - چون در حجّة الوداع بعد از بيان مناسك و شرايع فرمود : هل بلّغت آنها گفتند : نعم . پيغمبر عرض كرد : اللّهمّ اشهد در اين حال اين آيه نازل شد .
8 - چون يك أعرابى قصد كشتن او را نمود ، در وقتىكه در زير درخت خوابيده بود ، اين آيه آمد .
9 - چون از قريش و يهود مىترسيد ، خداوند با اين آيه هيبت آنها را از دلش بيرون كرد .
10 - دربارهء قصّهء غدير خمّ نازل شده است « 1 » .
[ اقوال مجعول عامّه در شأن نزول آيه تبليغ ]
فخر رازى كه اين وجوه را ذكر كرده و قصّهء غدير را دهمين يعنى آخرين آنها شمرده است ، سپس همان وجه نهم را ترجيح داده و از مطلب عبور كرده است ، با آنكه او از دانشمندان است و به طرق روايت و استفاضهء آن ، و به ضعف و ارسال وجوه ديگر خوب مطّلع بوده است ، فلهذا نظام الدّين نيشابورى كه نيز از مفسّران عامّه است قصّهء غدير را اوّلين وجه شمرده و از ابن عبّاس و برآء بن عازب و أبو سعيد خدرى و حضرت باقر عليه السّلام آورده و بقيّهء وجوه را با لفظ قيل ( يعنى گفته شده است ) كه دلالت بر ضعف آنها مىكند ذكر كرده است « 2 » .
و طبرى كه از اينها مقدّم است نه در تاريخ و نه در تفسير خود اين وجوه را نياورده است ، و ليكن كتابى مستقلّ در ولايت تأليف كرده و حديث ولايت ( من
هامش
( 1 ) - « تفسير مفاتيح الغيب » ج 3 ، ص 635 و ص 636 .
( 2 ) - « تفسير غرائب القرآن » ج 6 ، ص 129 و ص 130 .