أمّا اغنياى ما كه حجّ مىكنند از كشتن يك گوسفند در منى تجاوز نمىنمايند ، و بنده به خاطر ندارم و نشنيدهام كه كسى از همكيشان ما در منى شتر كشته باشد ، با آنكه مخارج اياب و ذهاب ، سنگين و ثروت نيز در درجهء بالا باشد .
[ اعتراض عايشه به رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ]
در « سيرهء حلبيّه » آورده است كه بعضى نقل كردهاند كه شتر عائشه تندرو و سريع السّير بود ، و بارش سبك . ولى شتر صفيّه ( يكى ديگر از زوجات رسول الله ) كندرو بود ، و بارش سنگين . فلهذا پيوسته شتر صفيّه از قافله عقب مىماند .
و بنابراين حضرت رسول اللّه دستور دادند كه بار صفيّه را بر شتر عائشه گذاردند ، و بار عائشه را بر شتر صفيّه . و چون چنين كردند ، رسول خدا براى استمالت و عطف خاطر عائشه به نزد او آمدند و گفتند : يا أمّ عبد اللّه ! بار تو سبك بود و شتر تو سريع السّير ! و بار صفيّه سنگين بود و شتر او بطىء السّير ! و بدين جهت موجب كندى حركت قافله بود ، كه ملاحظه مىكرديد ، و به جهت هماهنگى با شتر صفيّه ، قافله از حركت مىماند ، و ما بار تو را بر شتر او ، و بار او را بر شتر تو نهاديم تا تعادل برقرار شود ، و قافله بتواند به سير خود ادامه دهد ! عائشه گفت : تو چنين مىانديشى كه رسول خدا هستى ؟ ! حضرت گفتند : يا أمّ عبد اللّه ! آيا تو در شكّ هستى كه من رسول خدا هستم ؟ ! عائشه گفت : پس چرا حالت اينطور شده است كه عدالت نمىكنى ؟ ! عائشه مىگويد : در أبو بكر پدرم حدّت و تندى بود ، و سيلى بر چهرهء من زد ، و رسول خدا أبو بكر را ملامت كردند كه چرا سيلى زدى ؟ ! أبو بكر گفت : مگر نشنيدى كه چه گفت ؟ ! رسول خدا فرمود : دعها فإنّ المرأة الغيراء لا يعرف أعلى الوادى من أسفله . « 1 » « او را به حال خود باز گذار ! چون زن شخصيّت طلب ، بالاى وادى و بيابان را از پائين آن تميز نمىدهد و فرق نمىگذارد » .
هامش
خوبى است ، براى آن كس كه اميد خدا و روز قيامت را داشته باشد و ياد خدا را بسيار كند » .
( 1 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 293 .