تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
كن ! در را باز كردند ، و عمّار داخل شد ، و بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سلام كرد ، رسول خدا به عمّار خوش آمد گفتند . و سپس به او فرمودند : بعد از من به زودى در ميان امّت من حوادث سخت و ناگوارى پديد خواهد آمد ، تا به جايى كه بر روى يكديگر شمشير بكشند ، و بعضى بعضى ديگر را بكشند . و چون تو چنين مشاهده كردى فعليك بهذا الأصلع عن يمينى - يعنى علىّ بن أبي طالب - فإن سلك النّاس كلّهم واديا و سلك علىّ واديا فاسلك وادى علىّ عليه السّلام و خلّ عن النّاس ! يا عمّار إنّ عليّا لا يردّك عن هدى ، و لا يدلّك على ردىّ ! يا عمّار طاعة علىّ طاعتى ، و طاعتى طاعة اللّه عزّ و جلّ ! « 1 » « بر تو باد به اين مردى كه جلوى سر او مو ندارد ، و در سمت راست من است ! يعنى علىّ بن أبي طالب ! پس اگر تمام مردم همگى در راهى به راه افتادند ، و على به راه ديگر افتاد ، تو آن راه را برو كه على مىرود ! و مردم را ترك كن ! اى عمّار على تو را از هدايت بر نمىگرداند ، و به ضلالت رهبرى نمىنمايد ! اى عمّار ! اطاعت كردن از على ، اطاعت كردن از من است ، و اطاعت نمودن از من ، اطاعت نمودن از خداوند عزّ و جلّ است » . و أمّا از طريق خاصّة : شيخ طوسى در « أمالى » خود با سند متّصل روايت مىكند از مالك بن حفويه از أمّ سلمة رضى اللّه عنها قالت : سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول و هو آخذ بكفّ علىّ عليه السّلام : الحقّ بعدى مع علىّ عليه السّلام يدور معه حيث دار « 2 » . أمّ سلمه گويد : « از پيامبر خدا - درحالىكه دست على عليه السّلام را گرفته بود - شنيدم كه مىگفت : بعد از من حقّ با على عليه السّلام است ، و هر كجا كه على برود و دور بزند ، حقّ با او مىرود و دور مىزند » . و نيز شيخ طوسى در « امالى » از جماعتى از أبو المفضّل با سند متّصل روايت مىكند از صلة بن زفر أنّه أدخل رأسه تحت الثّوب بعد ما سجّى على حذيفة ، فقال له : إنّ هذه الفتنة قد وقعت ، فما تأمرنى ؟ !
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » مقصد دوّم ص 540 ، حديث يازدهم . ( 2 ) - ص 540 و ص 541 ، حديث اوّل .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 16 | السيد محمد حسين الطهراني