دوّم در صورت عمد و علم ، در اين صورت با وجود روايات وارده در لزوم إثم و گناه و حرج ، با فرض صحّت حجّ ، و قطع أصحاب ما به عدم لزوم تكرار و إعاده بايد گفت : اين شرطيّت تقديم و تأخير ، از باب تعدّد مطلوب است ، نه وحدت مطلوب مشروط بدين شرط . و در اين صورت چنانچه أصل ماهيّت و طبيعت ، إتيان شده باشد ، مطلوب به دست آمده ، و زمينهاى براى إعاده و تكرار آن نيست ، ولى در عين حال يك مطلوب ديگر كه تقديم و تأخير باشد ، فوت شده است ، و مستلزم حرج و گناه است . و حجّ نيز گرچه صحيح و كامل است ، و ليكن حجّ تمام نيست ، و فرق معناى كمال و تمام در نظير اين موارد روشن مىشود . روز عيد را روز نحر و روز اضحى و روز حجّ اكبر گويند . « 1 » روز يازدهم و دوازدهم و سيزدهم را أيّام تشريق خوانند ، به جهت برق زدن خورشيد و نور آفتاب بر خونهاى ريخته شده ، و تلألؤ و درخشندگى آنها ، و به همين جهت شبهاى قبل از اين روزها را ليالى تشريق گويند . و روز يازدهم را يوم الرّءوس و يوم القرّ نيز گويند ، به جهت آنكه حاجيان غالبا در اين روز سرهاى حيوانات نحر شده و ذبح شده را مىپزند و مىخورند ، و نيز در مقابل روز نفر كه روز كوچ كردن است ، در آن روز استقرار دارند . و روز دوازدهم را يوم الأكرع و يا يوم الأكارع و يا يوم النّفر الأوّل گويند ، چون كراع به معناى پاچه است ، و حاجيان در اين روز پاچههاى شتران و گوسفندان را مىپزند ، و چون أوّلين روزى است كه حجّاج كارشان تمام مىشود ، و يا به طرف مكّه ، و يا به طرف منازل و أوطان خود مىروند ، لذا نام آن را روز كوچ أوّل گذاردهاند ، و روز سيزدهم را يوم النّفر الثّانى گويند ، به جهت آنكه بقيّهء حجّاج كه در كوچ أوّل كوچ نكردهاند ، در اين روز كوچ خواهند نمود . « 2 » در شب يازدهم و دوازدهم واجب است تا نيمهء شب حاجى در زمين منى
هامش
( 1 ) - در تعبير يوم الحجّ الأكبر بايد دانست كه اكبر صفت براى يوم است نه براى حجّ ، يعنى بهترين و بزرگترين روز حجّ كه روز عيد قربان است .
( 2 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 203 .