و آنچه مرحوم فيض در « محجّة » آورده است كه در وقت رمى جمرهء عقبه بايد رو به قبله ايستاد ظاهرا سهو است . « 1 » حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در روز يازدهم نيز خطبهاى خواندند ، و مردم را تحذير از مخالفت و ترغيب به اتّباع سنّت نمودند ، و علاوه بر اسقاط ربا و رباى عموى خود عباس ، و إهدار هر خونى كه در جاهليّت ريخته شده است ، و إهدار دم ربيعة بن حارث بن عبد المطّلب ، و إسقاط هر مظلمهء ديگرى كه در جاهليّت بوده است ، و دعوت به احترام اموال مسلمين ، و بيان حرمت نسىء و استداره و گردش زمان به موضع اوّل خود ، فرمود :
ألا لا ترجعوا بعدى كفّارا يضرب بعضكم رقاب بعض ! ألا إنّ الشّيطان قد يئس أن يعبده المصلّون و لكنّه فى التّحريش بينكم . « 2 » « بعد از رحلت من به كفر برنگرديد بطورى كه بعضى از شما گردن ديگرى را بزند ، آگاه باشيد كه شيطان نااميد شده است كه نمازگزاران او را بپرستند ، و ليكن اميد دارد كه شما را به جان يكدگر بيندازد ، و در دائرهء نفاق و اختلاف و اغراء به فتنه و فساد كوشش كند » ! سپس فرمود : ألا هل بلّغت ! ألا هل بلّغت ! ثمّ قال : ليبلّغ الشّاهد الغائب فإنّه ربّ مبلّغ أسعد من سامع ! رسول خدا دستهاى خود را گشود ، و به پهنا باز كرد ، و گفت : « آيا رساندم ؟ ! آيا تبليغ كردم ؟ ! و پس از آن فرمود : أفرادى كه حضور دارند ، بايد اين سخنان را به غائبان برسانند ! زيرا كه چه بسا آن افرادى كه به آنها رسانده مىشود ، از خود افرادى كه حضور دارند و مىشنوند ، سعادتشان بيشتر ، و بهرهگيرى آنان از اين مطالب ، وافىتر است ! » حميد گويد : چون به حسن اين جمله رسيد ، گفت : قد و اللّه بلّغوا أقواما
هامش
( 1 ) - « المحجّة البيضاء » طبع 8 جلدى ، كتاب أسرار حجّ ، ج 2 ، ص 179 .
( 2 ) - حرّش بين القوم : أغرى بعضهم على بعض ، و كذلك بين الكلاب و ماشا كلها .