تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
بارى ما در اينجا سخن را در تفسير كلام ايشان توسعه داديم ، تا مردم بدانند در هر زمانى حكّام جائر براى عوام فريبى ، نظير چنين أفرادى را در دستگاه خود داشته‌اند و آنها را مىپروريده‌اند ، تا براى عوام النّاس مهر سكوتى باشد . آن وقت نبايد تعجّب كرد كه چگونه أمثال أبو هريره‌ها ، و أبو درداها ، و كعب أحبارها ، و سمرة بن جندب‌ها و غيرهم ، با آنكه مدّت‌ها از أصحاب رسول خدا بوده‌اند ، چگونه از حاشيه‌نشينان سفرهء رنگين معاويه شدند ، و هزاران حديث در فضيلت شيخين و خاندان بنى اميّه و عثمان و معاويه ، و در تعييب و قدح أمير المؤمنين عليه السّلام جعل كردند ، و براى مردم بر فراز منبر از زبان رسول خدا مىخواندند . تاريخ جز تكرار حوادث واقعه چيزى نيست ، و اگر ما بخواهيم وضع دربار معاويه را تماشا كنيم ، به همين مجلسين سنا و شوراى ملّى و سناتورها و وكلاى شورا نظر كنيم ، اين آينه كاملا حكايت از آن چهره مىكند . معاويه فرستاد نزد سمرة بن جندب و پيام داد : يكصد هزار درهم مىدهم تا براى مردم روايت كنى كه آيه قرآن :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
« 1 » « بعضى از مردم هستند كه به جهت به دست آوردن رضاى خدا ، جان خود را مىدهند و به خدا مىفروشند ، و خداوند به بندگان خود مهربان است » دربارهء ابن ملجم مرادى كه شقىترين كس از قبيلهء مراد بوده است ، نازل شده است ، و آيه :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ * وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ * وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ
« 2 » « و بعضى از مردمان هستند كه سخنان آنها بسيار زيبنده و فريبنده و براى زندگى دنيا خوشايند و نيكوست ، و چون سخن گويند خدا را بر صدق مدّعاى باطنى و دل خود گواه مىگيرند ، در حالى كه دشمن‌ترين و سرسخت‌ترين
هامش
( 1 ) - آيه 207 ، از سورهء 2 : بقره . ( 2 ) - آيات 204 تا 206 ، از سورهء 2 : بقره .