خبطهائى كه آورده ، در موقف عرصات قيامت در پيشگاه عدل پروردگار وقوف دارد ، و بايد از عهده برآيد . اين اشعارى كه حقايق را كنار مىزند ، و اطاعت سلطان و شاه و حاكم را هر چه باشد و هر كه باشد به مردم تحميل مىكند .
وحيدى جملهء و إنّ صلاحكم فى صلاح سلطانكم را درست عكس معنى كرده است . زيرا معناى اين جمله اينست كه : « شما هنگامى صالح و پسنديده خواهيد بود كه سلطان شما صالح و خوب باشد . » ايشان اينطور معنى كردهاند كه : « صلاح شما در صلاحديد پادشاه است » يعنى شما وقتى صالح خواهيد بود كه طبق نظريّه و آنچه را كه پادشاه براى شما صلاح بداند عمل كنيد ! و اين خيانت در ترجمه است .
ديگر آنكه ايشان براى اقامهء أدلّهء اربعهء اصطلاحيّهء اصوليّه چون خواستند از إجماع كه يكى از ادلّهء اربعه است استفاده كنند ، و أبدا إجماعى در دست نبوده است ، گفتهاند كه چون ملاك حجيّت اجماع قول معصوم است ، و از جهت كاشفيّت قول معصوم حجّت است ، لذا چون قول معصوم در مسئله هست ، پس ملاك إجماع وجود دارد ، بنا به وحدت ملاك إجماع و خبر صادره از معصوم .
أهل علم و واردان به فنّ اصول مىدانند كه اين اجماع نيست ، إجماع در مقابل سنّت كه مراد روايات صادره از معصوم است ، عبارت است از : اتّفاق همهء مسلمين بهطورىكه كاشف از قول معصوم باشد . ايشان براى اينكه دليلهاى خود را زياد كنند ، يك تزويرى در معناى اجماع نموده ، و به عبارت ديگر خواستهاند در مسئلهء اصولى هم خيانتى كرده باشند ، تا آنكه خدمت تمام باشد ، و ادلّهء اربعه همگى قائم و استوار .
و أما دليل عقلى ، عقل به خلاف آنچه را كه گفتهاند حكم مىكند . عقل حكم مىكند كه انسان نبايد هيچگاه تابع باطل و فاسد شود ، و نبايد از سلطان جائر و حاكم ستم پيشه اطاعت كند . بلكه بايد پيوسته خود را از زير حكومت او برهاند . و از سلطان عادل واقع بين ، از خود گذشته و صميم و دلسوز به امّت ، و متحقّق به حقيقت و واقع الأمر ، كه سرّش از رذائل اخلاقى و دنيا دوستى و شهرت طلبى و استكبار و خودمنشى و خودمحورى آزاد است ، پيروى كند .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٠٠