ما در اينجا به سخنان ساير گويندگان كه سخنرانى كردهاند ، و برداشتن حجاب و عفّت زنان ، و يا تجليل از فردوسى أفسانهساز كه او را سمبل ملّيّت و قوميّت قلمداد كرده ، و در مقابل إسلام ، به اسم مقابلهء با عرب ، سردست بلند كرده ، و در زير مجسّمهء او جمع شده و سينه مىزنند ، و نظير اين گفتارها كارى نداريم ، زيرا كه اين گويندگان : أفراد معلوم الحالى هستند كه از دوران طفوليّت در همين مدارس استعمارى درس خوانده ، و در نزد همين استادانى كه روى خطّ مشى تعيينشدهء از خارج براى تضعيف اسلام ، ملّيّت و قوميّت باستانى و ايرانى زردشتى را به رخ مىكشند ، تعليم ديدهاند . فلهذا از شنيدن اين سخنان مكرّره در مكرّره از اينها هيچ ترتيب اثرى نمىدهيم .
زيرا ممشى و مسير و مبدأ و منتهى و غايت و هدف اينان جز همين قبيل سخنان تو خالى و بى مغز چيزى نيست ، اينان چه بسا كسانى هستند كه در خارج تعليم و تربيت يافته ، و از زبان و انديشهء همان استادان خارجى كه براى رقاء و پيشرفت كشورهاى شرقى دايهء از مادر مهربانتر هستند ، مطالبى را شنيده و آموخته و به جان و دل پذيرفته و نوكر حلقه به گوش أجانب و استعمار كافر بوده و هستند ، فلهذا اگر پهلوى و خاندان او را - كه به شهادت تاريخ ، دست استعمار أجنبى پنجاه سال با چماق و سرنيزه و تبعيد و حبس و شكنجه و قتل و اسارت ، بر اين ملّت مسلمان تحميل كرد - يگانه شاهنشاه عادل ملّت پرور دادگستر بدانند هيچ در شگفت نخواهيم بود .
ولى تعجّب ما از أمثال وحيدى است كه چگونه با وجود سرمايههاى علمى براى خوشايند شاه جائرى كه خودشان از ظلمها و ستمهاى او بهتر از ما خبر دارند ، و در مجالس و محافل خصوصى از آن بازگو مىكنند ، براى جيفه و مردار دنيا ، شرف و فضيلت خود را مىفروشند ، و براى دراز كردن دست بر سر سفرهء فرومايهء آنان اينطور تملّق و چاپلوسى مىكنند . و براى رياست چند روزه و بهره بردارى از حطام كاسد اين أفراد بى مايه ، دين و مذهب و قرآن و رسول اللّه و أخبار و آيات را وجه المصالحه قرار مىدهند ، و همه را به ثمن بخس مىفروشند ؟
آخر هر عاقل و دانشمندى كه به مبانى اصول و فقه اسلام آشنائى داشته
امام شناسى (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩٧