تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
محاسبهء كبائس دقيق رو به عقب رفته است ، لذا با تنظيم و تنسيق حكيم عمر خيّام و بعضى از منجّمين ديگر ، سالهاى شمسى را بدين گونه قرار داد ، كه : تمام برج‌ها سى روز باشد ، كه مجموعا مىشود سيصد و شصت روز ، آنگاه براى كسر نيامدن سالها پنج روز به آخر آبان ماه ، و يا إسفند ماه اضافه مىكردند ، و آن را خمسهء مسترقّه مىگفتند ، و اين هم به علّت آن بود كه زرتشتيان قبل از إسلام پنج روز از سال را جزو سال حساب نمىكردند ، و در آن پنج روز مجّانا دنبال كارهاى خير مىرفتند . و با اين پنج روز ، سال سيصد و شصت و پنج روز مىشد ، و هر چهار سال يك سال را كبيسه مىكردند ، و سيصد و شصت و شش روز مىگرفتند ، و باز براى حساب دقيق‌تر ، كبيسهء دوّم گرفته و هر سى و سه سال يك بار سال كبيسه را سال پنجم قرار مىدادند ، يعنى بعد از سال 29 و 30 و 31 كه مىبايد سال سى و دوم را كبيسه بگيرند ، يك سال عقب انداخته و سال 33 را كبيسه مىكردند « 1 » . با اين حساب سالهاى شمسى تا شش هزار سال فقط يك روز عقب مىافتد . سلطان ملكشاه سلجوقى اين تقويم را تنظيم و ابتداى سال را نيز مبدأ جلوس خود به تخت سلطنت قرار داد . و تاريخ هجرى را ناديده گرفت . و اين تقويم را مىخواست رائج كند . ولى به علّت تغيير مبدأ تاريخ از هجرت به جلوس بر تخت سلطنت خويش ، مردم نپذيرفتند ، و در ايران اين تقويم رائج نشد ، ولى از جهت محاسبه دقيق است . حال اگر شش ماه أوّل را سى و يك روز ، و شش ماه دوّم را سى روز ، و روزهاى إسفند را بيست و نه روز قرار دهيم ، و هر چهار سال يك بار كبيسه كنيم ، و هر سى و سه سال يك بار كبيسهء دوّم بگيريم ، در تعداد روزهاى سال مجموعا تغييرى پيدا نمىشود ، و سال هم به عقب نمىافتد ، يعنى از نقطه نظر محتوا طبق تقويم
هامش
( 1 ) - و اين بدين طريق بود كه طبق محاسبات خيّام بايد در هر 33 سال 8 سال را كبيسه نمود تا اختلافى پيدا نشود . لهذا بنابر اين گذارد كه در هر 4 سال يك سال را كبيسه كنند ، و در رأس آخر كه سال سى و سوّم است كبيسه را در رأس سال پنجم كه سى و سوّمين سال است قرار دهند ، و بنابراين در دورهء آخر چهار سال ساده و سال پنجم كبيسه خواهد بود .