از سال قمرى بيشتر است ، در اين صورت بودجهء دولت و حقوق كارمندان را طبق اين برجها پرداختن به صرفهء دولت تمام مىشود .
[ تبديل سالهاى قمرى به شمسى در مجلس دوَّم ]
مثلا اگر در سال ، بيست و چهار ميليون ، دولت طبق سالهاى شمسى خرج كند ، اگر آن را طبق ماههاى قمرى بدهد ، بايد در هر سه سال دو ميليون بيشتر صرف كند ، زيرا در هر سه سال يك ماه زيادتر مىشود و دولت دو ميليون زيان مىكند . « 1 » و همچنين وقتى در ايران گمرك دائر شد تصوّر كردند كه يك تاريخ شمسى براى امور دولتى لازم است . از مردم پرسيدند كه سال چندم شمسى است ؟ هيچ در دست نبود ، گفتند : در سالهاى منجّمين يك حمل و ثورى هست كه آنها مىدانند ، همان را بلژيكىها گرفتند و معمول كردند .
بنده هر چه فكر مىكنم كه اين أدلّه چگونه براى تغيير دادن ماهها و سالهاى قمرى اسلامى به برجها و سالهاى شمسى كافى است ، هيچ فكرم به جائى نمىرسد . آخر دليل تا اين اندازه واهى و ضعيف است كه به جهت نياز يك تعرفهء گمركى به سال شمسى ، سال يك كشورى را تغيير دهند ، و تمام آداب و رسوم و تعطيلات و تشريفات را در همهء دوائر از دادگسترى و فرهنگ و غيرها و حتى وزارت ماليّه و دارائى در همهء امور كشور تبديل كنند ، اين چه حسابى است ؟ ! اين چه كتابى است ؟ ! و امّا قضيّهء بودجه و مخارج دولت كه طبق ماههاى قمرى زيان متوجّه او
هامش
( 1 ) - و هفتاد سال قبل از اين تاريخ ، عثمانىها هم متوجّه اين موضوع شدند ، و تاريخ دولتى خود را شمسى كردند يعنى در سنهء 1256 قمرى تاريخشان را عوض كردند ، ولى يك سهوى كه در آن وقت براى آنها واقع شد ، آن بود كه از آن روز به اين طرف را شمسى كردند ، و از آن روز به قبل را قمرى گذاشتند ، پس فعلا تاريخ آنها از اوّل هجرت نه قمرى را نشان مىدهد و نه شمسى را . هفتاد سالش را شمسى گذاردند و أسامى رومى ، شباط و تشرين و غيرها را بر آن گذاردند ، و سابقهاش به حال قمرى و محرّم و صفر باقى ماند .
و بنابراين تا اين تاريخ كه نگارنده مىنگارد و ربيع الاوّل يكهزار و چهارصد و پنج قمريّه است ، و از آن تاريخ يكصد و پنجاه سال مىگذرد ، و كسرى اين مقدار چهار سال و نيم است ، بايد تاريخ سنوات عثمانى يكهزار و چهارصد باشد . ولى مصطفى كمال پاشا كه روى كار آمد نه تنها تاريخ هجرى را برانداخت ، و آن را مسيحى كرد ، بلكه تمام آداب و رسوم و خط را أجنبى نمود ، و مساجد را تعطيل ، و تعطيلات جمعه را به روز يكشنبه تبديل نمود .