از مهمترين چيزهائى را كه موفّق شدند بردارند ، تاريخ قمرى اسلامى بود كه ظاهرا در غير از عربستان سعودى از همه جا برداشتند . به عنوان نداى اتّحاد بين المللى ، و لزوم رابطه با تاريخ كشورهاى صنعتى و تجارتى و براى روابط سياسى ، تاريخ قمرى اسلامى را منسوخ ، و به جاى آن تاريخ شمسى ، آن هم با مبدأ ميلاد حضرت مسيح قرار دادند . تاريخ رسمى كشورهاى مسلمانان مسيحى شد ، و ديگر نه از هجرت رسول اللّه چيزى به گوش مردم مىرسيد ، و نه از ماه محرّم و صفر .
[ دست اجانب در تغيير تاريخ مسلمين ]
در عراق و بين النّهرين مبدأ سال را ژانويه گذارده و ماهها را ماههاى رومى قرار داده و بدين ترتيب طبق ماههاى مسيحى كه أوّل آن ژانويه و بين ماه اوّل و ماه دوّم زمستان است ابتداى سال خود را شروع مىكردند : 1 - كانون دوّم ، 2 - شباط ، 3 - آذار ، 4 - نيسان ، 5 - أيار ، 6 - حزيران ، 7 - تموز ، 8 - آب ، 9 - إيلول ، 10 - تشرين أوّل ، 11 - تشرين ثانى ، 12 - كانون أوّل « 1 » كه ماه أوّل زمستان است ، و ابتداى سنوات را نيز تاريخ تولّد حضرت عيسى گرفته و سالها را مسيحى ناميدند .
و در هر يك از شامات ( سوريّه - لبنان - فلسطين ) و مصر و غيرها همان تاريخ فرنگى را با اسم فرنگى همانند : نوامبر و دسامبر و غيرها رائج نموده و مبدأ سال را نيز مسيحى كردند ، و در هند و پاكستان نيز مطلب از اين قرار بود .
هامش
( 1 ) - در « نصاب » آمده است :دو تشرين و دو كانون و پس آنگه * شباط و آذر و نيسان أيار است
حزيران و تموز و آب و أيلول * نگهدارش كه از من يادگار استو راجع به مقدار روزهاى اين ماهها آوردهاند : تشرين أوّل 31 روز ، تشرين آخر 30 روز ، كانون أوّل 31 روز ، كانون آخر 31 روز ، شباط 28 روز ، و در سالهاى كبيسه 29 روز ، آذار 31 روز ، نيسان 30 روز ، أيار 31 روز ، حزيران 30 روز ، تموز 31 روز ، آب 31 روز ، إيلول 30 روز . ( التنبيه و الاشراف مسعودى ص 183 ) .
و أما شعر معروف « نصاب » .لا و لا لب لا و لا لاشش مه است * لل كط و كط لل شهور كوته استراجع به ماههاى رومى بر لغت عربى حمل و ثور و جوز است . يعنى تعداد روزهاى شهور رومى از حمل به ترتيب 31 و 31 و 32 و 31 و 31 و 31 شش ماه أوّل تا آخر سنبله است و 30 و 30 و 29 و 29 و 30 و 30 شش ماه دوّم تا آخر حوت است كه مجموعا سيصد و شصت و پنج روز مىشود .
البتّه چون سال شمسى سيصد و شصت و پنج روز و پنج ساعت و چهل و هشت دقيقه و چهل و پنج ثانيه است ، براى آنكه سال عقب نيفتد ، بايد اين خوردهها را در چهار سال يك بار كه يك روز مىشود جمع نموده و يك روز به آن سال اضافه كرد ، و اين سال را كبيسه گويند .