مستقلّى فقط براى حفظ نمودن آداب و مليّت هر قومى كه جز الفاظى تو خالى چيزى نيست ، و جز افتخار و مباهات بر استخوان خشك نياكان ، و تنافس در مقدارى كاسه و كوزه شكسته به عنوان آثار ملّى ، و جمعآورى و نگهدارى از آنها در موزههاى مجلّل چيزى به دست نمىدهد مردم را سرگرم كردند .
ايرانيان را دعوت به آداب و رسوم زردشتى و إحياء زند و اوستا ، و تعريف و تمجيد بىحدّ و حساب از شاهنامهء فردوسى ، و بيان افسانههاى كورش و داريوش و سيروس و رستم زال نمودند .
ما با چشم خود مىديديم كه در شب چهارشنبه سورى از روى آتش مىپريدند ، و نوروز و مهرجان را محترم مىشمردند ، و روز سيزده را نحس و سيزده بدر مىرفتند ، و هزاران قصّه و افسانههاى سرگرم كنندهء ديگر كه جزو دستورات سياسى طبقهء حاكمه بود ، كه با مصارف هنگفتى مىبايد در اين كشور اجرا گردد .
لغت قرآن را كه زبان أوّل هر مسلمان است لغت أجنبى خواندند ، و تعليم و تدريس لغت و زبان و دستور عربى را در مدارس به سر حدّى تنزّل دادند كه در حكم عدم بود ، ولى لغات أجنبى و لغات غير مأنوسهاى را از كتاب اوستا مىيافتند و با هزار برهان و دليل مىخواستند به جاى آن لغات مأنوس و شيرين عربى به كار برند . و براى وزارت معارف ، فرهنگستان تشكيل دادند ، و در آن جز اين روش اسلام زدائى و غرب گرائى چيز ديگر ملموس نبود .
در هر يك از كشورهاى اسلامى به مناسبت سوابق تاريخى قبل از اسلام آن ، همين برنامه را إجرا كردند . در ايران به نام پان ايرانيزم و در كشورهاى عرب به نام پان عربيزم ، و نعرهء العروبة ، و در تركيه به نام پان تركيزم ، و در هند و پاكستان به نام پان هندوئيزم و بالأخره در هر محدوده و محيط كوچكى هم كه بود همچون سواحل خليج فارس و شيخنشينهاى قطر و قطيف و أبوظبى و غيرها هى استقلال دادند ، و بر روى آن يك پان گذاردند .
بارى اين كشورها را كه تجزيه مىكردند و استقلال مىدادند ، استقلال نبود ، بلكه در محدودهء ضعيف خود به حال نيمه جان زندگى كردن ، و در تحت الحماية و مستعمره بودن آنها بود .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٧