إنسآء مىكرد و آن را از ماههاى دوازدهگانه مىشمرد ، و اوّل ماههاى سال را ماه صفر قرار مىداد ، و در اين صورت ماه محرّم آخرين ماههاى سال محسوب مىشد ، و به جاى ماه ذوالحجّه مىنشست ، و مردم در آن ماه حجّ مىكردند . و بنابر اين حجّ در ماه محرّم دو مرتبه واقع مىشد ، و پس از آن در سال سوّم در وقت منقضى شدن حجّ ، باز در موسم به خطبه مىايستاد ، و ماه صفر را إنسآء مىكرد ، آن ماه صفرى كه آن را براى دو سال پيشين ، ماه اوّل قرار داده بود ، و ماه ربيع الأوّل را ماه اوّل سال سوّم و چهارم قرار مىداد ، بطورى كه در اين دو سال حجّ در ماه صفر كه آخرين ماه سال از اين سال است واقع مىشد . و پيوسته بر همين منوال در هر دو سالى يك بار إنسآء مىكرد ، تا اينكه دورهء گردش به حال اوليّهء خود بازگشت كند . و اين قلامسه هر دو سال را بيست و پنج ماه حساب مىكردند .
و نيز أبو معشر در همين كتابش از بعضى از راويان عرب نقل كرده است كه : اعراب عادتشان چنين بود كه در هر بيست و چهار سال قمرى ، نه ماه قمرى را كبيسه مىكردند ، بدين طريق كه تفاوت سال شمسى را با سال قمرى كه تقريبا ده روز و بيست و يك ساعت و خمس ساعت است « 1 » در نظر مىگرفتند و هر وقت اين زيادى مساوى با مقدار روزهاى ماه مىشد ، يك ماه تمام بر سال مىافزودند ، ولى اين مقدار زيادى را ده روز و بيست ساعت حساب مىكردند . و بنا بر اين ماههاى ايشان با گذشت زمان بر نهج واحدى كه مىخواستند ثابت مىماند ، نه جلو مىافتاد ، و نه عقب مىرفت . تا آنكه پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حجّ گزاردند . « 2 »
هامش
( 1 ) - اين مقدار در نزد صاحبان علم هيئت مسلّم است . و بايد دانست كه هر ماه قمرى نجومى كه عبارت است از فاصلهء دو مقارنهء پى در پى شمس و قمر عبارت است از : بيست و نه روز و دوازده ساعت و چهل و چهار دقيقه . ( 44 دقيقه 12 ساعت 29 روز ) و چون اين مقدار را در دوازده ضرب كنيم سيصد و پنجاه و چهار روز و هشت ساعت و چهل و هشت دقيقه مىشود ، پس سال قمرى عبارت است از ( 48 دقيقه 8 ساعت 354 روز ) و چون هر سال شمسى تقريبا عبارت است از سيصد و شصت و پنج روز و شش ساعت ( 6 ساعت 365 روز ) فلهذا تفاضل سال شمسى از سال قمرى تقريبا ده روز و بيست و يك ساعت و دوازده دقيقه مىشود ( 12 دقيقه 21 ساعت 10 روز ) كه همان مقدارى است كه أبو معشر ذكر كرده است .
( 2 ) - « علم الفلك ، تاريخه عند العرب فى القرون الوسطى » تأليف فلكى ايطاليائى : السينور كرلو فلّينو ، طبع دوم سنهء 1911 ميلادى ، ص 87 تا ص 89 .