تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
فلّينو در اين كتاب ، درس‌هاى دوازدهم و سيزدهم و چهاردهم خود را به اطّلاعات اعراب جاهليّت دربارهء آسمان و ستارگان و مسئلهء نسىء كه در قرآن كريم آمده است ، با ذكر چند آيه قرآن و گفتار مفسّرين اختصاص داده است . « 1 »

[ نسيء معناى عام دارد ، و شامل هر دو نوع مىشود ]

و محصّل آنچه از بحث ما در تفسير نسىء در اين آيه شريفه به دست آمد ، به انضمام روايات كثيره‌اى كه در اين مقام وارد شده است ، و به انضمام گفتار مورّخين از علماء هيئت و نجوم همچون أبو ريحان بيرونى ، و همچون أبو معشر بلخّى ، و همچون گفتار رحّالهء كبير و مورّخ جليل : علىّ بن حسين مسعودى متوفّى 346 هجرى در « مروج الذّهب » « 2 » و در كتاب نفيس : « التّنبيه و الإشراف » آنست كه : اصول ماه‌هاى قمرى در ميان أعراب جاهليّت به دو علّت تغيير پيدا مىكرده است :
هامش
( 1 ) - « علم الفلك » المحاضرة الثانية عشر الى المحاضرة الرابعة عشر ص 83 تا ص 99 . ( 2 ) - در « مروج الذهب » ج 2 ، ص 188 و 189 از طبع دار الأندلس آمده است كه : أسامى ماه‌هاى هلالى از اين قرار است : اوّل آن ماه‌ها محرّم است ، و تعداد روزهاى سال هلالى سيصد و پنجاه و چهار روز است كه از تعداد روزهاى ماه‌هاى سريانى يازده روز و ربع روز كمتر است ، و بنابراين در هر سى و سه سال از سالهاى سريانى ، يك سال عربى بيشتر خواهد بود ، و در سال‌هاى عربى نوروز وجود ندارد ، و عرب جاهلى براى آنكه سال‌ها و ماه‌هاى خود را با سال‌ها و ماه‌هاى سريانى تطبيق دهد در هر سه سال يك ماه اضافه مىكرد و كبيسه مىگرفت و اين عمل را به نسىء كه معناى تأخير دارد نام مىنهاد ، و خداوند اين عمل را مذمّت نموده و آيهإِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِرا نازل فرمود ، و عرب ماه‌ها را به ترتيب ، اوّل را محرّم قرار داد چون اول سال بود ، و آن را محرّم ناميد به جهت حرام بودن جنگ و غارت در آن ، و صفر را صفر ناميد به جهت بازارهائى كه در يمن بر پا مىشد ، و از آن بازارها آذوقه و متاع خود را تهيّه مىكردند ، و هر كس از ورود در آن بازارها خوددارى مىكرد از گرسنگى هلاك مىشد . و بعضى گفته‌اند : وجه تسميهء صفر آنست كه شهرها به علّت خروج مردم به جنگ خالى مىشد ، و اين كلمه از صفرت الدّار منهم اخذ شده يعنى خانه از آنها خالى شد ، و ربيع و ربيع را دو ربيع گويند به جهت آنكه در اين دو ماه ، مردم و چهار پايان از گياه‌ها و علف‌هاى سرسبز زمين بهره‌گيرى مىكنند . و اگر كسى بگويد فعلا در غير اين دو ماه ربيع نيز چهارپايان از سبزى زمين بهره‌مند مىشوند و در آن چرا مىكنند . و اگر كسى بگويد فعلا در غير اين دو ماه ربيع نيز چهار پايان از سبزى زمين بهره‌مند مىشوند و در آن چرا مىكنند ، جوابش آنست كه اين اسم براى اين دو ماه موسمى كه در فصل بهار واقع مىشده است نهاده شده و سپس با انتقال و اختلاف زمان به همان نام باقى مانده است ، و جمادى ، و جمادى را دو جمادى گويند ، چون در اين دو ماه آب‌ها جامد مىشد و فرو مىنشست ، در آن هنگامى كه اين نام براى آنها گذاشته شد ، و مردم نمىدانستند كه سرما و گرما پيوسته دور مىزند و گردش مىكند ، و اوقات آن از محلّ خود انتقال مىيابد ، و رجب را رجب گويند ، چون از آن مىترسيدند ، و گفته مىشود : رجبت الشّىء وقتى كه از آن چيز ترسيدى ، و شعبان وجه تسميه‌اش همان تشعّب قبائل است براى حركت به سمت آبهاى خود و براى طلب غارت كردن ، و وجه تسميهء رمضان به جهت شدّت درجهء حرارت و گرماى ريگ‌هاى بيابان است ، و وجه تسميهء ديگرش آنست كه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 166 | السيد محمد حسين الطهراني