تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
أبو معشر در كتاب « الألوف » « 1 » آورده است كه : اعراب زمان جاهليّت دورهء سال خود را بر أساس رؤيت ماه در رؤوس شهور مىدانستند ، همچنان كه رسم مسلمانان نيز همين است ، و حجّ خود را در روز دهم ماه ذوالحجّه انجام مىدادند ، و اين وقت در فصل خاصّى از فصول اربعهء سال واقع نمىشد ، بلكه اختلاف پيدا مىكرد . گاهى در تابستان بود ، و گاهى در زمستان ، و گاهى در دو فصل ديگر . به علّت آنكه بين سال‌هاى شمسى با سال‌هاى قمرى اختلاف بود .

[ گفتار أبو معشر بلخى دربارهء نسيء و كبيسه‌گيرى اعراب ]

ايشان نتوانستند تا حجّشان را موافق با موقع تجارت خود قرار دهند ، و در عين حال هوا از جهت گرما و سرما معتدل باشد ، و درختان داراى برگ بوده ، و زمين‌ها از سبزه و علف پر شده باشند . تا اينكه مسافرت به مكّه بر ايشان آسان باشد ، و در مكّه هم به تجارت اشتغال ورزند ، و هم مناسك حجّ خود را انجام دهند ، فلهذا عمل كبيسه گيرى را از يهوديان آموختند و نام آن را نسىء گذاردند ، يعنى تأخير . با اين تفاوت كه يهوديان از هر نوزده سال قمرى هفت ماه قمرى را كبيسه مىكردند ، تا اينكه نوزده سال قمرى آنان به صورت نوزده سال شمسى درآيد ، و أعراب از هر بيست و چهار سال قمرى دوازده ماه قمرى را كبيسه مىنمودند . براى انجام اين مهم مردى از بنو كنانه را انتخاب كردند و او را قلمّس مىگفتند و أولاد او را پس از او كه متكفّل اين أمر شدند قلامسة نام نهادند و آنها را نسأة نيز مىگفتند يعنى نسىء گيران . قلمّس درياى پر آب است ، و آخرين كسى كه متولّى اين أمر از أولاد او شد أبو ثمامة جنادة بن عوف بن أميّة بن قلع بن عبّاد بن قلع بن حذيفة بود قلمّس در موسم حجّ چون مىخواست منقضى شود ، در عرفات به خطبه مىايستاد ، و ابتدا مىكرد از زمانى كه حجّ در ذوالحجّه واقع مىشد ، و محرّم را
هامش
( 1 ) - اين كتاب ، مفقود الأثر است و ليكن اين گفتار را دربارهء نسىء ، عبد الجبّار بن عبد الجبّار بن محمد خرقى ، متوفّى در شهر مرو به سال 553 هجرى ، در كتاب خود كه موسوم به : « منتهى الإدراك فى تقاسيم الأفلاك » است از او نقل كرده است ، و محمود افندى كه سپس به محمود پاشا فلكى ملقّب شد ، از يك نسخهء خطى كه در پاريس است استخراج نموده ، و در مجلهء آسيائى به نام « ژورنال آسياتيك » به طبع رسانيده است .