تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
معنى كه ماه بعدى را به نام آن ماه مىخواندند .

[ گفتار بيرونى دربارهء نسيء و تبديل سال قمرى به شمسى ]

و چون عرب از آنها إطاعت داشتند ، تمامى آنها بر اين تأخير و تسميه متّفق مىشدند ، و گفتار ايشان را مىپذيرفتند و اين كارشان را نسىء مىناميدند . زيرا آنان در هر دو سال و يا هر سه سال به قدر يك ماه ، أوّل سال اعراب را به تأخير مىانداختند بر حسب مقدارى كه آن سال مستحقّ آن بود . و روى اين اصل يكى از گويندگانشان مىگويد :
لنا ناسئ تمشون تحت لوائه * يحلّ إذا شاء الشّهور و يحرّم
« آن مقام تأخير اندازنده از ماست ، كه شما در تحت پرچم او حركت مىكنيد ، و هر ماهى را كه بخواهد حلال مىكند ، و هر ماهى را كه بخواهد حرام مىنمايد . » و أوّلين نسىء و تأخيرى كه واقع شد ، براى ماه محرّم بود . فلهذا ماه صفر به نام محرم نامگذارى شد ، و ماه ربيع الأوّل به نام صفر نامگذارى شد ، و همينطور به ترتيب يكى پس از ديگرى ، نام هر ماهى را به روى ماه‌هاى بعدى گذاردند . و دوّمين نسىء و تأخيرى كه واقع شد ، براى ماه صفر بود . فلهذا ماه بعدى را كه ربيع بود أيضا به نام صفر گذاردند . و همينطور اين عمل نسىء بدين ترتيب دور مىزد ، و در تمام ماه‌هاى دوازده‌گانه گردش مىكرد ، تا بار ديگر به ماه محرّم برگردد ، در اين حال همان كار اوّل را دوباره إعاده مىنمودند . عادت أعراب جاهلى اين بود كه مقدار تعداد دوره‌هاى نسىء را مىشمردند ، و با تعداد اين دوره‌ها ، زمان را اندازه مىگرفتند ، و مىگفتند : از زمان فلان تا زمان فلان كه سال‌ها گردش كرده‌اند ، يك دوره گذشته است . و با اين وصف اگر باز هم ماهى از ماه‌ها از فصل خود كه از فصول اربعه بود پيش مىافتاد ، و اين پيش افتادن به علّت كسرهاى سال شمسى ، و بقيّهء مقدار تفاوت سال شمسى با سال قمرى بود كه به آن سال قمرى ملحق كرده بودند ، در اين صورت بار ديگر كبيسه مىكردند « 1 » ، و اين تقدّم ماه از فصل خود به واسطهء طلوع منازل ماه و سقوط آن منازل
هامش
( 1 ) - يعنى مقدار جمع شدن تفاوت‌هاى ناديده گرفته شده را كه ميان سال حساب‌شدهء قمرى كه از كبيسه گرفتن با مقدار سال شمسى پيش مىآيد ، با كبيسهء ديگرى كه به حساب دقيق‌تر بود تصحيح مىكردند . و