ما حلال كن ! او نيز اين كار اين را مىكرد .
و در هنگامى كه إسلام آمد ، آن شخص مسئول اين كار ، جنادة بن عوف بن أميّة كنانى بود . و ابن عباس گويد : اوّلين كسى كه اين عمل نسىء و تأخير اندازى را در بين عرب دائر كرد عمرو بن لحى بن قمعة بن خندف بود . و أمّا أبو مسلم بن أسلم مىگويد : مردى از بنى كنانه بود كه او را قلمّس مىگفتند : او مىگفت : من محرّم را در اين سال تأخير انداختم ، پس در اين سال ، دو ماه صفر داريم ، و چون سال آينده مىشد مىگفت : ما حرمت ماه محرّم سال قبل را اينك قضا مىكنيم ، و اين هر دو ماه را محرّم قرار مىدهيم . و شاعر كنانى در اين باره گفته است : و منّا ناسئ الشّهر القلمّس .
« و قلمّس كه مقام تأخيراندازى ماهها را دارد ، از طائفهء ماست » .
و كميت شاعر گويد :
و نحن النّاسئون على معدّ * شهور الحلّ نجعلها حراما
« ما كسانى هستيم كه بر قبيلهء معد ، حكم به تأخير مىكنيم ، و ماههاى حلال را حرام مىگردانيم » .
و مجاهد گويد : مشركان در هر ماهى دو سال حجّ مىگزاردند ، يعنى در ذوالحجّه ، دو سال پى در پى حجّ مىكردند ، و سپس در ماه محرّم دو سال حج مىكردند ، و سپس در ماه صفر دو سال حجّ مىگزاردند ، و همچنين به همين ترتيب در ماههاى ديگر ، در هر يك از آنها دو سال حجّ مىگزاردند ، تا اينكه آن حجّى كه در سال قبل از حجّة الوداع انجام داده شد ، در ماه ذوالقعده بود . و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه در سال بعد كه حجّة الوداع بود حجّ گزاردند ، با ماه ذوالحجّه موافق شد ، و بر اين اساس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خطبهء خود فرمود :
ألا و إنّ الزّمان قد استدار كهيئته يوم خلق اللّه السّماوات و الأرض ، السّنة اثنا عشر شهرا منها أربعة حرم ، ثلاثة متواليات : ذو القعدة و ذو الحجّة و المحرّم و رجب مضر الّذى بين جمادى و شعبان .
« آگاه باشيد كه اينك زمان در گردش خود به همان هيئت و كيفيتى