تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
مبنى چون رسول خدا از منى حركت كردند ، هيچ شكّى نداشتند در اينكه رسول خدا كه از قريش است در مشعر وقوف خواهد نمود ، ولى اين پندارشان غلط در آمد ، و رسول خدا يكسره از منى به عرفات آمدند و در قبّه و چادر خود كه از مو بود و در نمرة سرزمين عرفات نصب شده بود وارد شدند « 1 » و طبق آيه قرآن :
ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 2 » ( آيه 199 ، از سورهء 2 : بقره ) .

[ خطبهء حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در عرفات ]

« و سپس افاضه كنيد ، و كوچ كنيد از همان‌جائى كه مردم كوچ مىكنند ، و از خدا طلب غفران و آمرزش كنيد ! كه خداوند آمرزنده و مهربان است » ، وقوف را در عرفات قرار داده و از آنجا به مشعر الحرام و سپس به منى براى انجام مناسك منى حركت كردند . بارى ، رسول خدا در عرفات در چادر خود بودند تا موقع زوال شمس فرا رسيد ، ناقهء قصواء « 3 » خود را طلبيده ، و بر آن سوار شدند و تا وسط وادى عرفات آمدند ، و مردم را مخاطب قرار داده و اين خطبه را ايراد كردند : إنّ دماءكم و أموالكم حرام عليكم ، كحرمة يومكم هذا ، فى شهركم هذا ، فى بلدكم هذا ، ألا كلّ شىء من أمر الجاهليّة موضوع تحت قدمى ، و دماء الجاهليّة موضوعة ، و إنّ أوّل دم أضع من دمائنا دم ابن ربيعة بن الحارث - و كان
هامش
( 1 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 170 . و « السيرة الحلبيّة » ج 3 ، ص 289 . و « الوفاء بأحوال المصطفى » ج 1 ، ص 211 . ( 2 ) - در « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 289 از كلام ابن جوزى نقل كرده است كه : رسول خدا قبل از نبوّت و بعد از آن حج‌ّهائى انجام داده‌اند كه مقدارش معلوم نيست ، يعنى قبل از نبوّت هم در عرفات وقوف مىكردند و از آنجا به مزدلفه كوچ مىكردند به توفيقى كه خداوند به آن حضرت داده بود ، بر خلاف قريش ، چون آنها از حرم بيرون نمىرفتند و مىگفتند : ما فرزندان ابراهيم عليه السّلام هستيم ، و ما أهل حرم و پاسداران بيت اللّه و معتكفين در مكّه مىباشيم ، و على هذا هيچ كس از عرب مقام و منزلت ما را ندارد ، و اگر در حال حجّ از حرم خارج شوند و به عرفات روند ، ديگر عرب به آنها به ديدهء حقارت مىنگرد ، و آن عظمت و احترامى كه در حرم دارند در حل نخواهند داشت ، و بايد در موسم حجّ از حرم بيرون نرويم ، تا پيوسته احترام ما در حلّ مانند حرم باشد ، و مىگفتند : ما مردم استوار و متين و شجاع هستيم ، فلهذا وقوف به عرفات را براى غير قريش مىدانستند ، و خودشان وقوف به عرفات و كوچ از عرفات را به مزدلفه ترك مىكردند . ( 3 ) - قصواء به فتح قاف و مدّ است ، و بعضى كه به ضمّ قاف و قصر خوانده‌اند : قصوى اشتباه است ، و اين ناقه غير از ناقهء عضباء و جدعاء است ، و نيز بعضى كه اين اسامى را براى ناقهء واحدى علم دانسته‌اند اشتباه است . ( سيرهء حلبيّه ، ج 3 ، ص 298 ) .