شتر لاغرى ( كه از بعد سفر و رنج مسافت ، ضعيف و لاغر شده است ) رهسپار گردند ، آن شترانى كه از راه دور و مسافت درازى مىآيند ، به جهت اينكه مردم بهرهها و منفعتهاى خود را مشاهده كنند و در آنها حضور يابند ، و إسم خدا را در أيّام معلومه و مشخّصه به ياد و زبان آورند ، بر آنچه از چهار پايان غير قادر بر تكلّم ( شتر ، گاو ، گوسفند ) روزى ايشان كرده است ، پس شما از آن چهار پايان بخوريد ! و به گرسنهء فقير در شدّت و سختى بخورانيد !
[ حركت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از مكَّه براى عرفات ]
و سپس بايستى از إحرام بيرون آيند ، آلودگىها و چرك و پليدى را از خود دور كنند ، و بايد به نذرهاى خود وفا كنند ، و بايد گرداگرد خانه و بيت اللّه قديمى طواف نمايند .
اينست اى پيامبر كه هر كس چيزهاى محترم خدا را بزرگ و معظّم بدارد ، براى او پسنديده است در نزد پروردگارش . و چهار پايان بر شما حلال شد ، مگر آنچه را كه براى شما خوانده مىشود . پس بنابر اين از رجس و پليدى از بتها دورى گزينيد ! و از گفتار دروغ و كلام باطل و ناروا پرهيز كنيد » ! بارى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس از انجام طواف و سعى و بيان حكم تمتّع براى تمام كسانى كه با خود هدى نياورده بودند ، با جميع متعلّقان و دختر گرامى خود حضرت زهراء سلام اللّه عليها ، و با أولاد صغار آن بىبى عالم كه در آن سفر در معيّت مادر خود بودهاند : حضرت امام حسن و امام حسين و زينب و امّ كلثوم عليهم السّلام كه به ترتيب عمرشان در حدود هشت سال و هفت سال ، و كمتر از اين مقدار بود ، و با جنين او : حضرت محسن عليه السّلام كه بر حسب قرائن در زمان حجّ ، بى بى حامل به او بودند ، به أبطح كه در مشرق مكّه است آمدند ، و اين چند روزى را كه تا زمان حجّ مانده است در آنجا توقّف كردند .
و بنا بر آنكه در روز يكشنبه چهارم ذوالحجّه وارد مكّه شده باشند ، چهار شب ديگر در مكّه توقّف كردند ، « 1 » و در روز هفتم كه آن را يوم الزّينة گويند به جهت زينت كردن شترهاى هدى به روپوشها ، خطبهاى خواندند « 2 » ، و در روز هشتم كه روز
هامش
( 1 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 166 .
( 2 ) - همان كتاب ص 169 ، و « طبقات ابن سعد » ج 2 ، ص 173 .