« عبد اللّه بن زبير از متعه منع مىكرد ، و عبد اللّه بن عبّاس به متعه أمر مىنمود ، جابر بن عبد اللّه چنين گفت : اين داستان به دست ما صورت گرفته است ، و از ما بايد آموخت ، ما با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تمتّع مىنموديم ، و در زمان ابو بكر نيز تمتّع مىكرديم ، و ليكن چون نوبت حكومت به عمر رسيد ، در خطبهء خود مردم را مخاطب ساخته ، و چنين گفت : رسول خدا همان رسول است ، و قرآن نيز همان قرآن است ، دو تمتّع در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودهاند ، و من از آن دو نهى مىكنم ، و هر كسى را كه مرتكب آن شود مجازات و كيفر مىكنم .
يكى از آن دو ، تمتّع با زنان است ، و من تاب نمىآورم كه ببينم مردى زنى را تا زمان معيّنى به ازدواج خود در آورده است ، مگر آنكه جسد او را در زير سنگ باران رجم ، سنگسار نموده ، و پنهان كنم ، و ديگرى تمتّع در موسم حجّ است » .
جواب - آنست كه عمر چنين ولايتى از طرف خدا ندارد ، كه بتواند حكمى را تغيير دهد ، و حرامى را حلال و يا حلالى را تحريم نمايد ، و آيه
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
شامل وجوب اطاعت در نظائر اين معنى نمىشود .
زيرا أوّلا - همانطور كه در جلد دوّم از همين دورهء « امامشناسى » از سلسلهء دورهء علوى و معارف اسلام آوردهايم ، أولوا الأمر اختصاص به معصومين دارد ، و فخر رازى با نهايت تصلّب خود در عقيده و مذهبش بر اين معنى اعتراف كرده است . ما در جلد دوّم مفصّلا و مشروحا از اين موضوع بحث كردهايم ، و به تمام معنى الكلمة أطراف و جوانب مطلب را بررسى نموده ، و شبهات مدافعين را به حول و قوّهء خدا پاسخ داده و اثبات نمودهايم كه بر فرض شمول آيه اولى الأمر به غير معصومين ، متن آيه مستلزم تناقض خواهد شد .
و ما تا به حال به كلام كسى برخورد نكردهايم كه براى عمر و امثال او از خلفاء قائل به عصمت بوده باشد ، بلكه تمام علماء عامّه با تمام سعى و كوشش مىخواهند خطاهاى او را ترميم نموده ، و براى مطالب و أوامر و نواهى او محمل صحيحى درست كنند . و با گذشت چهارده قرن و تلاش اين همه علماء و نوشتن اين همه مسفورات و كتب هنوز نتوانستهاند رفع خطا از او بنمايند ، و كلام وى را متحقّق به حقيقت و مقرون به صواب ، و خود او را معصوم جلوه دهند .