تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
فاعل ، و يا به معناى مشهود و اسم مفعول است ، و على كلا التّقديرين ، معناى آيه مىرساند كه در هر چيزى خدا مشهود است ، و يا در هر چيزى خدا شاهد و حاضر است ، پس اشياء ، خدانما هستند ، و بايد در آنها خدا را ديد ، چون أشياء ، هستى و خوديّتى جز به حقّ ندارند ، و خوديّت و اصالت و استقلال آنها ، وجود حضرت حقّ است سبحانه و تعالى . و ليكن اين مطلب بر عامّه پوشيده است ، و آنان در اشياء به نظر استقلال مىنگرند ، و لهذا خدا را نمىبينند ، و روى اين اصل ايشان در لقاء و ديدار خداوندشان در شكست و ترديد مىباشند ، و ليكن اين شكّ چقدر خبط و غلط است ، درحالىكه او به هر چيز محيط است ، و هستى هر چيز ، اوّل به اوست ، و سپس نسبتى با خود پيدا مىكند .

[ حضرت حقَّ در موجودات تجلَّى دارد ]

و حاصل مطلب آنست كه جز خداوند تبارك و تعالى در جميع عوالم هستى ، موجود ذى اثرى نيست ، مگر به حول و به قوّهء خدا ، و مگر ظهور و تجلّى خدا ، پس هر چه هست مستند به حقّ است سبحانه و تعالى . و از اينجا خوب روشن مىشود كه ولايت با همهء موجودات است ، از صغير و كبير ، و از ذرّه تا كهكشان‌ها ، و از مادّه و هيولاى اوّليّه ، تا حجاب اقرب و أعلى درجه از موجودات مجرّدهء قدسيّه . زيرا تا ولايت نباشد ، هيچ موجودى وجود پيدا نمىكند ، و معقول نيست كه لباس هستى بپوشد . چون ما بيان كرديم كه ولايت عبارت است از : گرديدن دو چيز به گونه گرديدنى كه هيچ فاصله و حائل بين آن دو چيز نباشد مگر از خود آن دو چيز . و حال كه هر موجودى كه وجود پيدا مىكند ، بايد بين او و بين حقّ هيچ فاصله‌اى نباشد چه در ناحيهء وجودش و يا در ناحيهء علم و قدرت و حياتش ، تا بتواند موجود شود ، و الّا ايجاد ، محال مىگردد . و ما بالوجدان موجودات بسيارى از هر گونه ، و از هر شكل و شمايل ، و از هر صورت آفاقى و هر نمونهء انفسى را ادراك مىكنيم و مىيابيم ، و بنابر اين همهء اينها با ولايت آفريده شده‌اند ، يعنى بين آنها و ذات اقدس حقّ هيچ فاصله و حجابى نيست ،