مذهب و مكتبى كه استوارتر بوده ، و توانسته است برهان قوىتر بياورد ، توحيد را روشنتر ساخته است . و از ميان همهء طبقات الهيّون امّت اسلام ، توحيدش بهتر و استوارتر است زيرا آورندهء آن حضرت محمّد بن عبد اللّه عليه الصّلاة و السّلام ، خود به درجهء اقصاى از توحيد رسيده بود ، و اين باب را بر امّت خود مفتوح فرمود .
شعار آن حضرت : اللّه اكبر ، و قل هو الله أحد ، و لا إله إلّا الله وحده وحده ، و هو الأوّل و الأخر و الظّاهر و الباطن ، و هو العليم و هو الحكيم و هو الحىّ و هو السّميع و هو البصير و الحمد للّه و سبحان الله و امثالها بوده است ، كه به روشنى بر توحيد صرف ذات اقدس حقّ تعالى در تمام مراتب شاهدى گوياست .
و بنابر اين ، موجودات از ملكى و ملكوتى ، و از نفوس قدسيّهء عوالم مجرّده تا هيولاى أوّليّة و مادّة الموادّ ، هيچكدام أصالت ندارند ، بلكه أصالت ذات او دارد ، و موجودات ظلّى و تبعى و مرآتى هستند ، يعنى خدا نما .
موجودات از ذات اقدس حقّ بنحو تولّد صادر نشدهاند ، كه داراى استقلال باشند ، همچون تولّد مولود از والدش ، بلكه او لم يلد است ، و نيز در هيچيك از آنها آن استقلال و اصالتى كه ملاحظه مىشود ، از آن خود آنها نيست بلكه آن اصالت حقّ است ، زيرا كه او لم يولد است ، و وجود بحت و بسيط و وحدت بالصّرافه دارد ، و داراى تشخّص است كه لم يكن له كفوا أحد مىباشد فسبحان الله الواحد القهّار .
خلقت موجودات از عقول مجرّده و نفوس كلّيّه تا برسد ، به عالم طبع و مادّه ، همگى به عنوان خروج از ذات اقدس نيست ، يعنى با ارادهء ازليّهء خود ، آنها را مستقلّا ايجاد نفرموده است ، زيرا ايجاد استقلالى منافات با أحديّت و واحديّت او دارد ، بلكه ايجادشان به نحو وجود ظلّى و تبعى و عرضى است ، همه سايهء خدا هستند . و بنابر اين ، خلقت به معناى ايجاد استقلالى نيست ، و مخلوق به معناى وجود مستقلّ نمىباشد ، بلكه خلقت به معناى ايجاد پرتوى و سايهاى و عرضى و إظهار در آئينهء تجلّى است ، و مخلوق به معناى وجود پرتوى و سايهاى و ظهور در تجلّى مىباشد ، مخلوق يعنى مظهر و مجلى ، و خلقت به معناى ظهور و تجلّى است .
قرآن كريم همهء موجودات را آيات خدا مىداند ، يعنى نمايشگر و نشان دهنده و آئينه و علامت . هر جا مذاكره از تغييرات و تحوّلات و حوادث و پديدههاى مادّى ، و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 75
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٧٥