در « عدّة الدّاعى » مرحوم ابن فهد از وهب بن منبه نقل مىكند كه فيما أوحى الله إلى داود : يا داود ! ذكرى للذّاكرين ، و جنّتى للمطيعين ، و حبّى للمشتاقين ، و أنا خاصّة للمحبّين « 1 » .
« از جمله چيزهائى كه خداوند به داود وحى فرستاد ، اين بود كه گفت : اى داود من ياد كسانى هستم كه مرا ياد مىكنند ، و بهشت من براى كسانى است كه اطاعت مرا مىنمايند ، و محبّت من به كسانى است كه شوق ديدار مرا دارند ، و من ( با تمام صفات جمال و جلال ) براى كسانى هستم كه مرا دوست دارند » .
در دعاهاى متعارف و معمول ، از اين قبيل مطالب و درخواستهاى دعا كنندگان بسيار است ، از جمله در مناجات شعبانيّهء حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چنين وارد است كه :
إلهى و ألهمنى ولها بذكرك إلى ذكرك ! و اجعل همىّ إلى روح نجاح أسمائك و محلّ قدسك ! « خداوندا به من الهام كن و عطا كن شدّت اشتياق و وجد و سرور را در ذكر خودت و ياد خودت ، كه بدانها به مرتبهء عالىتر از ذكر خودت و ياد خودت راه يابم ، و همّ و ارادهء مرا قرار بده در فرح و راحتى وصول و ظفر و كاميابى به اسماء خودت ، و محلّ پاكى و پاكيزگى ذات مقدّست » .
تا آنكه عرض مىكند : إلهى هب لى كمال الانقطاع إليك ، و أنر أبصار قلوبنا بضياء نظرها إليك ، حتّى تخرق أبصار القلوب حجب النّور فتصل إلى معدن العظمة و تصير أرواحنا معلّقة بعزّ قدسك .
إلهى و اجعلنى ممّن ناديته فأجابك و لاحظته فصعق لجلالك ، فناجيته سرّا ، و عمل لك جهرا .
« خداوندا ! كمال انقطاع مرا به سوى خودت ، بر من ارزانى دار ، و چشمهاى دلهاى ما را به درخشش و روشنى نظر كردن به سوى تو ، روشن و نورانى فرما ، تا جائى كه ديدگان دل ما ، حجابهاى نور را پاره كند و سپس به معدن عظمت تو و اصل شود ، و جانهاى ما به مقام عزّ قدس تو معلّق گردد » .
هامش
( 1 ) - « عدّة الدّاعى » ص 186 .