ادراك مىكند ، نه مىتواند به خود نسبت دهد ، و نه به غير خود از ممكنات .
[ آيات و روايات وارد در فناء در اوصاف الهى ]
در « كافى » در ضمن حديثى از حضرت باقر عليه السّلام روايت است كه : إنّ الله جلّ جلاله قال : ما تقرّب الىّ عبد من عبادى بشىءٍ أحبّ الىّ ممّا افترضت عليه ، و انّه ليتقرّب إلىّ بالنّافلة حتّى احبّه ، فإذا أحببته كنت سمعه الّذى يسمع به ، و بصره الّذى يبصر به ، و لسانه الّذى ينطق به ، و يده الّتى يبطش بها ، إن دعانى أحببته ، و إن سألنى أعطيته الحديث « 1 » .
« خداوند سبحانه و تعالى مىفرمايد : هيچگاه بندهاى از بندگان من به من تقرّب و نزديكى نجسته است ، كه در نزد من محبوبتر باشد از آنچه من بر او واجب كردم ، و بندهء من پيوسته بواسطهء بجا آوردن كار نافله و مستحبّ به من تقرّب و نزديكى مىجويد ، تا جائى كه من او را دوست مىدارم ، و چون او را دوست داشتم ، من گوش او هستم كه با آن مىشنود ، و چشم او هستم كه با آن مىبيند ، و زبان او هستم كه با آن تكلّم مىكند ، و دست او هستم كه با آن مىگيرد .
اگر بندهء مؤمن من مرا بخواند او را اجابت مىكنم ، و اگر از من سؤال كند به او مىدهم - الحديث » .
اين حديث را فريقين از شيعه و عامّه روايت كردهاند ، و از احاديث رائجه و دارجه محسوب است .
و تصديق صحّت متن آن ، اين آيه مباركه است :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ
( آيه 31 ، از سورهء 3 : آل عمران ) .
« بگو ( اى پيامبر ) اگر شما چنين هستيد كه خدا را دوست داريد ، بايد از من پيروى كنيد تا بالنّتيجه خدا هم شما را دوست داشته باشد ، و گناهان شما را بيامرزد » .
بارى انسان قبل از وصول به اين مرحله ، در بين مردم بود ، معاشرت مىكرد ، گفتگو و تكلّم داشت ، با قواى نفسانى خود از چشم ، و گوش ، و زبان ، و دست ،
هامش
( 1 ) - اين حديث را كلينى با دو سند متّصل آورده است . « اصول كافى » ج 2 ص 352 ، از طبع حيدرى .