« و تمام اين امور و اشباه آن بنابر آنچه من براى تو گفتم ، از اين قبيل است ، و همچنين رضا و غضب و غير آن از اشيائى كه با اينها مشابهت دارند » .
بارى اينكه حضرت مىفرمايند : و بسيارى از چيزهائى كه با اينها مشابهت دارند ، اشاره به آيات و روايات بسيارى است كه در اين باب وارد شده است ، مثل آيه شريفه :
قوله تعالى :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 1 » .
« ( اى پيامبر ) در وقتىكه تو تير انداختى ، تو تير نينداختى ، و ليكن خداوند تير انداخته است » .
و قوله تعالى :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
« 2 » .
« و پيغمبر از روى هوى سخن نمىگويد ، سخن او نيست مگر وحيى كه به او وحى مىشود » .
و قوله تعالى :
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ /
« 3 » .
« ( اى پيامبر ) براى تو از اراده و اختيار هيچ نيست » .
و مانند گفتار رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : فاطمة بضعة منّى من آذاها فقد آذانى و من آذانى فقد آذى الله - الحديث « 4 » .
« فاطمه ، پارهء بدن من است هر كس او را آزار كند ، حقّا مرا آزار كرده است ، و هر كس مرا آزار كند ، حقّا خداوند را آزار كرده است » .
اين مختصرى بود كه راجع به فناء فعلى أولياء خدا ، در افعال خدا بيان شد .
و پس از فناء در افعال ، فناء در اوصاف پيدا مىشود ، و اصول اين فناء بنابر آنچه از روايات أئمّهء طاهرين سلام الله عليهم اجمعين دستگير مىشود پنج چيز است : حيات ، علم ، قدرت ، سمع ، بصر و خداوند در اين پنج مورد بجاى ولىّ خود قيام دارد ، يعنى سالك حيات و علم و قدرت و شنوائى و بينائى را مطلقا از خدا مىبيند ، و
هامش
( 1 ) - آيه 17 از سورهء 8 : انفال .
( 2 ) - آيه 3 و 4 از سورهء 53 : نجم .
( 3 ) - آيه 128 ، از سورهء 3 : آل عمران .
( 4 ) - « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 10 ، ص 13 روايت بدين لفظ از جابر است .