خداست ، و اينست معناى ولايت و صاحبان آن ولىّ خدا هستند .
ايشان از پاكشدگان و پاكيزگان هستند كه درجات اخلاص را طى كرده ، و اينك در سر منزل خلوص رسيدهاند ، و از نام مخلصين عبور كرده ، نام و نشان مخلصين به خود گرفتهاند .
مقرّبان و اولياى حضرت حقّ تبارك و تعالى ، حتما از مخلصين هستند ، كه دربارهء آنان آياتى در قرآن كريم وارد شده است : اوّلا به مقام و درجهاى رسيدهاند كه به علّت قرب و عدم حجاب مىتوانند آنطور كه بايد و شايد خدا را توصيف كنند :
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
« 1 » . « پاك و منزّه است خداوند از آنچه او را توصيف مىكنند ، مگر توصيف بندگان مخلص خداوند » .
ثانيا از أهوال ساعت قيامت ، و وحشت و دهشت آن ، از صعقه ، و فزع ، و نفخ صور ، و سؤال و حساب ، و كتاب ، و وقوف و حضور معاف شدهاند ، زيرا ايشان اين مراحل را در دنيا قبل از مرگ طىّ كردهاند :
فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
« 2 » . « پس حقّا ايشان از حاضرشدگانند : مگر بندگان مخلص خداوند » .
و ثالثا از اغواء و دستبرد شيطان خارج شدهاند ، و ابليس بدانها دسترسى ندارد :
قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ /
« 3 » . « شيطان به خدا گفت : سوگند به عزّت خودت كه من همهء افراد بنى آدم را اغواء مىكنم ، مگر بندگان مخلص تو را » .
و بر همين اساس هرگونه گناه و زشتى و فحشاء و منكرى از آنان دور شده و برداشته شده است :
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
« 4 » . « اينست كه ما از يوسف هر گونه بدى و منكرى را دور كرديم ، چون او از بندگان مخلص ما بود » .
و رابعا جزاى اعمال هر كس بر اساس عمل اوست ، مگر اين دسته كه جزاء ايشان در قبال عمل نيست ، چون عملى ندارند كه جز ذات اقدس احديّت ، جزا و
هامش
( 1 ) - آيه 159 و 160 ، از سورهء 37 : صافّات .
( 2 ) - آيه 127 و 128 ، از سورهء 37 : صافّات .
( 3 ) - آيه 83 و 84 از سورهء 38 : ص .
( 4 ) - آيه 24 ، از سورهء 12 : يوسف .