و بنابر اين حقّ زمام امور آنان را به دست دارد ، و در حقيقت ، متجلّى خداست ، در مرآت و آئينهء وجود ايشان ، و ولايت امر آنها با حضرت حقّ است ، فلهذا ابدا ممكن نيست كسى به كمال نهائى و غائى آنان اطّلاع حاصل كند .
زيرا كه :
وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
« 1 » .
« هيچكس نمىتواند با علم خود ، به خداوند احاطه پيدا كند » .
[ صفات و مقامات اولياى خدا ]
أولياى خدا چون به درياى وسيع و بىحدّ از رحمت ، وجود ، و وجود ، رسيدهاند ، كمى و كاستى در آنان اثرى ندارد ،
لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
. نه بر احتمال و يا يقين از دست دادن چيزى در آينده ، ترسناك مىشوند ، و نه بر فقدان چيزى در گذشته اندوهناك مىگردند . اگر كسى يك ظرف آبى داشته باشد ، از احتمال ريخته شدن آن و يا مقدارى از آن در آينده مىترسد ، و از ريخته شدن آن در گذشته غصّه مىخورد ، زيرا كه آب سرمايهء وجودى اوست ، و با فقدان آن حيات خود را در فقدان مىبيند .
ولى اولياى خدا ، در درياى رحمت نشسته ، و در اين اقيانوس بىكران شناورند ، و در آبشخور رحمت و فيض وجود ، متمكّن ، و در محلّ أمان و أمين مستقرّ مىباشند ، و در اين صورت كجا متصوّر است كه نسبت بدانها فقدان صدق كند ، چه در گذشته و چه در آينده ؟ ! آيا اگر كسى آبى از دريا بردارد ، از آب دريا كم مىشود ؟ و يا اگر مقدارى آب به روى دريا بريزد ، آب دريا اضافه مىشود ؟ ابدا . حال و صفت أولياء الله اينچنين است .
اولياى خدا ، وجه خدا هستند ، و بنابر اين باقى هستند به بقاى خدا .
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
« 2 » .
« آنچه در نزد شماست ، فانى و خراب مىشود ، و آنچه در نزد خداست باقى مىماند » .
هامش
( 1 ) - سورهء طه : 20 - آيه 110 .
( 2 ) - سورهء نحل : 16 - آيه 96 .