13 - از « تفسير عيّاشى » از أبو جميله ، از بعضى از اصحاب خود ، از يكى از دو امام آورده است ، كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : إنّ الله أوحى إلىّ أن احبّ أربعة : عليّا و أبا ذرّ و سلمان و مقداد ، فقلت : ألا فما كان من كثرة النّاس ؟ اما كان أحد يعرف هذا الامر ؟ فقال : بلى ثلاثة ! قلت : هذه الآيات الّتى انزلت : إنّما وليّكم الله و رسوله و الّذين آمنوا ، و قوله : أطيعوا الله و أطيعوا الرّسول و اولى الأمر منكم ، أ ما كان احد يسأل فيم نزلت ؟ ! فقال : من ثمّ أتاهم لم يكونوا يسألون . « 1 » « خداوند به من وحى نموده است كه چهار نفر را دوست داشته باشم : علىّ ، و سلمان ، و أبو ذرّ و مقداد . راوى روايت گويد : به يكى از آن دو امام من گفتم : با وجود اين كثرت مردم آيا يك نفر نبود كه از اين امر ولايت آگاه شود و بدان معرفت پيدا كند ؟ حضرت فرمود : آرى سه نفر بودند ! من گفتم : اين آياتى كه نازل شده است : آيه :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
و آيه :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
، آيا يك نفر نبود كه بپرسد در شأن چه كسى نازل شده است ؟ ! حضرت فرمود : از همين سبب بود كه بر سر ايشان آمد آنچه كه از آن نپرسيده بودند » .
مجلسى در « بحار » اين روايت را بتمامها آورده است « 2 » .
14 - از « تفسير عيّاشى » با اسناد خود از فضيل از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام در تفسير آيه :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا
آورده است كه قال : هم الأئمّة عليهم السّلام « 3 » .
و مجلسىّ نيز اين روايت را ذكر كرده است « 4 » .
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 108 حديث شمارهء چهاردهم از خاصّه ، و « تفسير عيّاشى » ج 1 ص 328 ، و « تفسير برهان » ط سنگى ، ج 1 ص 295 ، و « تفسير الميزان » ج 6 ص 16 و 17 .
( 2 ) - « بحار الانوار » ط كمپانى ج 9 ، ص 35 .
( 3 ) - « غاية المرام » ص 108 حديث شمارهء پانزدهم از خاصّه ، و « تفسير عياشى » ج 1 ص 328 و ص 329 و « تفسير برهان » ج 1 ، ص 295 .
( 4 ) - « بحار الانوار » ط كمپانى ، ج 9 ، ص 35 .