نمازگزار ! حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون به درون مسجد رسيدند ديدند آن مرد علىّ بن ابي طالب است . « 1 » مجلسى در « بحار » اين روايت را از « تفسير علىّ بن إبراهيم » آورده است . « 2 » و بحرانىّ ايضا در « تفسير برهان » از علىّ بن ابراهيم آورده است . « 3 » 11 - از « تفسير عيّاشى » از ابن أبى يعفور روايت كرده است كه مىگويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم : آيا من دين خودم را كه بدان متديّن هستم و متعهّد مىباشم به شما عرضه بدارم ؟ ! حضرت فرمود : بياور آن را و بگو :
من گفتم : أشهد أن لا إله إلّا اللّه ، و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه ، و اقرار مىكنم به آنچه كه محمّد از جانب خدا آورده است . ابن ابى يعفور گويد : سپس براى آن حضرت يكايك از امامان را شمردم ، و اقرار به ولايت آنها كردم ، تا رسيد به حضرت باقر عليه السّلام ، آنگاه به حضرت صادق گفتم :
من دربارهء ولايت تو اقرار و اعتراف مىكنم به آنچه دربارهء آنان اقرار و اعتراف كردهام ، حضرت فرمود : من تو را نهى مىكنم كه اسم مرا در ميان مردم ببرى ! أبان ، راوى روايت گويد : ابن أبى يعفور گفت : من به حضرت صادق عليه السّلام با آن كلام اوّل نيز گفتم : و من چنين مىدانم كه ايشان همان كسانى هستند كه خداوند در قرآن مىگويد :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
.
حضرت گفتند : آيه ديگرى هم هست ! آيا بخوانم ؟ ! من گفتم : فدايت شوم ! آن كدام آيه است ؟ !
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 107 و ص 108 حديث هفتم از خاصّه و « تفسير على بن ابراهيم » ص 158 و « تفسير الميزان » ج 6 ص 15 .
( 2 ) - « بحار الانوار » ط كمپانى ج 9 ، ص 34 .
( 3 ) - « تفسير برهان » ط سنگى ص 293 . و روايت عبد اللّه بن سلام را فخر رازى در تفسير آورده است ( از دورهء هشت جلدى ، ج سوم ص 618 ، طبع دار الطّباعة العامرة )