تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
أبا حسن تفديك نفسى و اسرتى * و كلّ بطيىء فى الهدى و مسارع 1 أ يذهب مدح من محبّك ضايعا * و ما المدح فى جنب الإله بضايع 2 فأنت الّذى أعطيت إذ كنت راكعا * علىّ فدتك النّفس يا خير راكع 3 فأنزل فيك الله خير ولاية * و بيّنها فى محكمات الشّرائع 4
1 - اى ابا الحسن به فداى تو باد جان من ، و قوم و عشيره من ، و هر كس كه در راه هدايت به كندى راه مىرود و يا به تندى ! 2 - آيا مديحه‌سرائى از دوست و دوستدار تو به هدر مىرود ، در حالى كه هيچ مدحى كه براى خدا گفته شود ضايع نمىگردد ؟ ! 3 - تو آن هستى كه در حال ركوع عطا نمودى ! اى علىّ به فداى تو باشد نفس من اى بهترين ركوع كنندگان ! 4 - و بدين جهت خدا دربارهء تو بهترين مقام و رتبهء ولايت را نازل كرد ، و در آيات محكمه از شرايع بيان فرمود ! و حسّان بن ثابت « 1 » ، همچنان كه در ديوان حميرىّ وارد شده است گويد :
علىّ أمير المؤمنين أخو الهدى * و أفضل ذى نعل و من كان حافيا 1 و أوّل من أدّى الزّكاة بكفّه * و أوّل من صلّى و من صام طاويا 2 فلمّا أتاه سائل مدّ كفّه * إليه و لم يبخل و لم يك جافيا 3 فدسّ إليه خاتما و هو راكع * و ما زال اوّاها إلى الخير داعيا 4 فبشّر جبريل النّبىّ محمّدا * بذلك و جاء الوحى فى ذاك ضاحيا 5
هامش
كه نوادهء اوست آورده است كه : او گفت : پيوسته جدّ من در جنگ جمل و صفّين سلاح همراه خود داشت تا وقتىكه عمّار كشته شد در اين وقت شمشير خود را بيرون كشيد و گفت كه : از رسول خدا شنيده‌ام كه عمّار را طائفه ستمگر مىكشند و پيوسته شمشير مىزد و مىرزميد تا به درجهء شهادت رسيد . ( 1 ) - حسّان بن ثابت انصارى شاعر معروف و مشهور به شاعر رسول الله بوده است و حضرت رسول درباره او فرمودند : لا تزال مؤيّدا بروح القدس ما دمت ناصرنا : پيوسته تو مؤيّد به روح القدس هستى تا وقتىكه ما را يارى مىكنى ! حسّان قصيدهء معروف غدير را سرود ، و قصائد ديگرى دارد ، بسيار مرد ترسوئى بود و جزرى از ترس او در جنگ خندق داستان عجيبى دارد ، بارى بالاخره به عثمان گرايش پيدا كرد و از امير المؤمنين عليه السّلام برگشت و معلوم شد سر قيدى كه حضرت رسول در دعا براى او آورده‌اند چيست ؟ و خودش مورد شعر خود واقع شد كه : و كن للّذى عادى عليّا معاديا « و اى خدا تو دشمن آن كسى باش كه با على دشمنى كند » ( مختصرى از « قاموس الرّجال » ج 3 ص 117 تا 120 ) .