و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : أيّما امرأة نكحت به غير إذن وليّها « هر زنى كه بدون إذن ولىّ خود نكاح كند » . و از همين قبيل است أولياء الدّم ( أولياى خون ) و فلان ولىّ أمر الرّعيّة « و فلان كس ولىّ امر رعيّت است » .
و نعم ولىّ الأمر بعد وليّه * و منتجع التّقوى و نعم المؤدّب
« 1 » « و چه خوب ولىّ امرى است بعد از ولىّ امر ، و چه خوب پيشوا و دلالت كننده به پاكى و تقوى است ، و چه خوب ادب كنندهاى است » .
و بنابر اين به سؤال ايراد كننده در اين مقام نبايد وقعى نهاد .
و اختصاص آيه به بعضى از مؤمنين كه ايشان را متّصف به دادن زكات كرده است ، خارج مىكند آن كسانى را كه زكات ندادهاند ، و از آنجائى كه زكات آنها را نيز اختصاص به حال ركوع مىدهد ، و اين براى همهء مؤمنان حاصل نشده است ، و نيز از آنجائى كه ولايت را از غير افراد ذكر شده در آيه نفى مىكند ، چون با لفظ انّما آورده است و دادن زكات در حال ركوع را براى غير علىّ بن ابي طالب هيچكس ادّعا نكرده است ، معلوم مىشود كه فقطّ ولايت را در انحصار علىّ قرار داده است .
و روايات وارده از طريق شيعه ، متواتر است ، و از طريق مخالفين ظاهر و مستفيض است . و امّا اينكه اخبار از ولايت آن حضرت در آيه كريمه به لفظ جمع آورده شده است ، و به الّذين آمده است ، با آنكه آن حضرت واحد است ، مانند اخبارى است كه براى شخص واحد به صيغهء جمع در آياتى از قرآن كريم آمده است ، همچون آيه شريفهء :
الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ
( آيه 173 از سورهء 3 : آل عمران ) « آن مؤمنانى كه به آنها مردم گفتند ( نعيم بن مسعود اشجعى ) كه لشكر انبوه مكّه بر عليه شما اجتماع كردهاند پس بترسيد از آنها » . و همچون آيه :
إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ
( آيه 4 ، از سورهء 49 : حجرات ) « به درستى كه آنان كه تو را از پشت اطاقها صدا مىزنند » و مراد ثابت بن قيس بن شماس است . و همچون آيه :
يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ
( آيه 8 ، از سورهء 63 : منافقون ) .
هامش
( 1 ) - اين بيت از كميت است ( تفسير ابو الفتوح ط مظفرى ، ج 2 ، ص 176 ) .