تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
« بار پروردگارا ! برادر من موسى از تو مسئلت كرد ، و گفت كه : اى پروردگار من ! سينهء مرا براى من بگستر ! و أمر مرا براى من آسان گردان ! و گره را از زبان من بردار ، تا آنكه گفتار مرا بفهمند ! و از ميان أهل من براى من وزيرى قرار بده ، كه آن وزير برادر من هارون بوده باشد ! پشت مرا با او محكم كن ! و او را در امر من شريك گردان » . و تو اى خداى من ، در برابر اين تقاضاى موسى ، براى او قرآنى را فرو فرستادى كه :
سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما
( آيه 35 ، از سورهء 28 : قصص ) « من بازوى تو را به برادرت محكم مىكنم ! و براى شما دو نفر قدرت و سلطه‌اى قرار دهم كه به شما دو نفر هيچوقت دسترسى پيدا نكنند » . اللّهمّ و أنا محمّد نبيّك و صفيّك ! اللّهمّ اشرح لى صدرى ، و يسّر لى أمرى ، و اجعل لى وزيراً من أهلى ، عليّا ، اشدد به ظهرى ! « بار پروردگار من ! و من محمّد پيغمبر تو و برگزيدهء تو مىباشم ! بار پروردگار من ! سينهء مرا براى من منشرح كن ! و أمر مرا براى من آسان كن ! و از أهل من وزيرى را براى من معيّن فرما ! كه او على باشد ! و پشت مرا به واسطهء او محكم گردان » . أبو ذر گويد : سوگند به خداوند كه هنوز سخن رسول الله به پايان نرسيده بود كه جبرائيل از جانب خدا نازل شد و گفت : اى محمّد بخوان ! رسول خدا پرسيد : چه بخوانم ؟ جبرائيل گفت : بخوان ! : إنّما وليّكم الله و رسوله و الّذين أمنوا الّذين يقيمون الصّلاة و يؤتون الزّكاة و هم راكعون « 1 » .
هامش
( 1 ) - اين روايت را مجلسى در « بحار الانوار » طبع كمپانى ج 9 ص 36 از « مناقب » و از « كشف اليقين » از ثعلبى در تفسيرش آورده است . و در صدر آن چنين وارد است كه : در وقتىكه ابن عبّاس در مكّه در كنار چاه زمزم نشسته بود ، و براى مردم از گفتار رسول خدا بياناتى مىكرد ، أبو ذر وارد شد ، و پس از معرفى خود بياناتى كرد . و ما تمام اين روايت را از « غاية المرام » مىآوريم ، و فخر رازى نيز در تفسير خود آورده است ، « تفسير فخر » ج 3 ص 618 از دورهء هشت جلدى طبع دار الطّباعة العامرة .