تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
أعين از محمّد بن على ، و نطنزى در كتاب خصائص از ابن عبّاس ، و أبانة از فلكى از جابر انصارى و ناصح تميمى و ابن عبّاس و كلبى در روايات مختلف اللّفظ و متّفق المعنى اين مطلب را همگى ذكر كرده‌اند . و در كتاب « اسباب النّزول » ص 148 از واحدىّ آمده است « 1 » كه : عبد اللّه بن سلام با چند نفر از قوم خود به نزد رسول الله آمدند ، و از اين كه منزل آنها به مسجد دور بود شكايت داشتند ، و نيز گفتند كه : اقوام ما كه يهودى هستند ، چون ديدند ما اسلام آورديم ، ما را كنار زدند ، و با ما سخن نمىگويند ، و همنشينى ندارند ، و با ما ازدواج نمىكنند ، اين آيه نازل شد . و پس از نزول آيه ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به سوى مسجد روان شدند ، وسائلى را مشاهده كردند ، و از او پرسيدند : آيا كسى به تو چيزى را داده است ؟ ! گفت : آرى ! انگشترى از نقره ، و در روايتى آمده است كه : انگشترى از طلا ! رسول خدا فرمود : اين انگشتر را كه به تو داده است ؟ ! گفت : اين مرد در حال ركوع داده است ! « 2 »
هامش
( 1 ) - در « ينابيع المودّة » شيخ سليمان قندوزى حنفى گفته است كه : واحدىّ دربارهء آيهإِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُآورده است كه در شأن امير المؤمنين نازل شده است ( از ط اسلامبول سنهء 1301 ص 212 ، و از ط هفتم نجف ، ص 251 ، در باب 56 ) . و همچنين يحيى بن جابر بلاذرى در « أنساب الاشراف » ج 2 كه در ترجمه امير المؤمنين ( ع ) است ص 150 در حديث شماره ( 151 ) از حمّاد بن سلمه از كلبى از ابو صالح از ابن عباس آورده است . و أيضا على بن حسن بن هبة الله شافعى معروف به ابن عساكر در « تاريخ دمشق » در ج 2 از ترجمه امير المؤمنين ، از مجلّد مطبوع ص 409 و ص 410 با دو سند از على بن ابي طالب و از سلمه روايت كرده است ، و ايضا حاكم حسكانى در « شواهد التنزيل » از ص 161 تا ص 169 با چهارده سند تحت شماره 216 تا 230 از ابن عباس و أنس بن مالك . و محمّد ابن حنفيّه ، و عطاء بن سائب ، و عبد الملك بن جريح مكّى و حضرت امام ابي جعفر محمد باقر عليه السّلام آورده است و أيضا مولى على متّقى هندى در « كنز العمّال » ج 15 ص 95 از طبع دوّم در تحت شماره 269 آورده است ، و أيضا على بن محمّد واسطى جلّابى شافعى ، مشهور به ابن مغازلى در « مناقب » خود ، از ص 311 تا ص 314 با پنج سند مختلف خود از عامّه تحت شماره 354 تا 358 از ابن عباس و حضرت امير المؤمنين و حضرت باقر عليهما السّلام آورده است ، و ايضا در « غاية المرام » ص 105 حديث يازدهم از موفّق بن احمد خوارزمى روايت كرده و در آخر آن تكبير رسول الله ، و أبيات حسّان بن ثابت را آورده است . و ايضا مجلسى در « بحار » ط كمپانى ج 9 در ص 34 از « كشف اليقين » ، از محمّد بن جرير طبرى با اسناد متّصل خود از سعيد بن جبير از ابن عباس ، و در ص 35 از تفسير عيّاشى از ابو حمزه ثمالى از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده است . و ايضا شيخ طوسى در « تفسير تبيان » طبع سنگى ، ج 1 ص 564 از كلبى آورده است كه دربارهء عبد الله بن سلام و رفقاى او كه اسلام آورده بودند و يهود قطع مراوده با آنان نموده بودند نازل شده است كه دلالت بر ولايت على شدند ، و شيخ گفته است كه : ابو بكر رازى در كتاب « احكام القرآن » على ما حكاه المغربى عنه و طبرى و رمّانى و مجاهد و سدّى گفته‌اند كه شأن نزول اين آيه علىّ بن ابي طالب است كه در نماز خاتم خود را به فقير داد . و ايضا در « مجمع البيان » ط صيدا ج 2 ص 210 و ص 211 از ابو القاسم حسكانى روايت كرده است و ايضا در « غاية المرام » ص 205 حديث . شمارهء يازدهم از موفق بن أحمد خوارزمى آورده است . و ايضا در « تفسير الميزان » ج 6 ص 23 از حافظ ابو نعيم اصفهانى آورده است . ( 2 ) - اين روايت را به اين مضمون جلال الدين سيوطى در « الدّرّ المنثور » ج 2 ص 293 و ص 294 آورده است ، از تخريج ابن مردويه از طريق كلبى از ابو صالح از ابن عبّاس ، و در ذيل آن وارد است كه رسول خدا فرمود به آن سائل كه : در چه حال به تو داده است ؟ ! گفت : در حال ركوع ، و آن مرد على بن ابي طالب بود فكبّر رسول الله صلى الله عليه ( و آله ) و سلم و هو يقول : و من يتولّ الله و رسوله و الّذين أمنوا فإنّ حزب الله هم الغالبون . و ايضا در « الدّرّ المنثور » در همين موضع با هشت سند ديگر اين روايت را از خطيب از ابن عباس ، و از عبد الرزّاق و عبد بن حميد و ابن جرير و ابو الشيخ و ابن مردويه از ابن عباس ، و از طبرانى در « معجم أوسط » و ابن مردويه از عمّار ياسر و از ابو الشيخ و ابن مردويه از علىّ ، و از ابو حاتم و ابو الشيخ و ابن عساكر از سلمة بن كهيل ، و از ابن جرير از مجاهد ، و از طبرانى و ابن مردويه و ابو نعيم از ابو رافع ، و از ابن مردويه از ابن عباس ، روايت كرده است .