تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
نه مىتوانيم از نظر به خورشيد ، و انوار ، و حرارت ، و لمعان آن دست بشوئيم ، زيرا كه حيات‌بخش است ، و نه مىتوانيم در آئينه به نحو استقلال بنگريم ، زيرا كه در اين صورت نمايندهء خورشيد نيست ، خورشيد نما نيست ، چهرهء آن را در خود منعكس نمىكند ، آئينه در اين حال خودنماست ، شيشه است ، صيقل است ، و در حقيقت عنوان آئينه بودن را ندارد .

[ لازمهء كلام شيخيّه وجود استقلالى براى امام است ]

امّا اگر در آئينه و آب به نحو نمايندگى و مرآتى نظر كرديم ، ديگر آن را نمىبينيم ، بلكه خورشيد را در آن مىبينيم ، پس بايد حتما در آئينه بنگريم ، تا خورشيد را ببينيم ، راهى غير از اين نداريم ، و به عبارت علمى : آئينه ما به ينظر است نه ما فيه ينظر . يعنى با او مىنگرند ، نه در او مىنگرند . وجود مقدّس حضرت بقيّة الله عجّل الله تعالى فرجه ، آئينهء تمام‌نماى حقّ است ، بايد در آن آئينه ، حقّ را ديد ، نه خود آن را ، چون خودى ندارد ، و نمىتوان بدون آئينه ، حقّ را ديد ، چون بدون آئينه ، حقّ قابل ديدن نيست . و بنابر اين ، حتما بايد حقّ را از راه و از طريق و از آئينه و آيه آن ولىّ أعظم جست ، و به سوى او در تكاپو بود . در دعاها و مناجات‌ها ، مخاطب خداست ، از راه آن حضرت ، و از سبيل و صراط آن حضرت ، و لهذا اگر به خود آن حضرت هم عرض حاجت كنيم ، و او را مخاطب قرار دهيم ، بايد متوجّه باشيم كه ، عنوان استقلال به خود نگيرد ، و جامهء استقلال به خود نپوشد ، بلكه عنوان وساطت و مرآتيّت و آيتيّت پيوسته در ذهن و در مدّ نظر باشد ، و در حقيقت باز هم خداوند را مخاطب قرار داده‌ايم ، چون آئينه و مرآت ، بما هو مرآة قابل نظر استقلالى نيست ، بلكه نظر تبعى است ، و نظر استقلالى به همان صورت منعكس در آن بازگشت مىكند . اين مسئله از مهم‌ترين مسائل باب عرفان و توحيد است كه : كثرات اين عالم ، تنافى با وحدت ذات حقّ ندارند ، زيرا وحدت أصلى ، و كثرات تبعى و ظلّى و مرآتى است ، و مسئلهء ولايت به خوبى روشن مىشود كه حقيقت ولايت همان حقيقت توحيد است ، و قدرت و عظمت و علم و احاطهء امام ، عين قدرت و عظمت و علم و