تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
اين جمله را شيخ ما گفت و ديگر چيزى نگفت .

[ انحرافات عقيدتى شيخيّه ]

شيخ وهّابى چنان مضطرب و مشوّش شد ، و چنان ناراحت و بىتاب شد كه گوئى مانند مرغ سر بريده‌اى بر خود مىپيچد ، و ديگر چيزى نگفت ، و سكوت محض اختيار كرد ، و هى با خود غرّش مىكرد ، و بدنش را تكان مىداد . از اين جملهء شيخ خودمان ، ما آن‌قدر مسرور و مبتهج شديم كه در پوست نمىگنجيديم ، برخاستيم و برگشتيم و در راه دائما شيخ را مىبوسيديم ، و بعضى از دوستان ما بىاختيار مىخواست شيخ را در حين عبور از خيابان و كوچه در آغوش بگيرد ، و بغل كند ، و به او گفتيم : تو از شدّت سكوت خود ، ما را خسته كردى و گفتيم : مفحم و محكوم شده‌اى ! ولى تنها و تنها فقطّ با اين يك جمله‌ات ، تمام سخنان طويل و عريض او را باطل كردى جزاك الله عن الإسلام و القرآن خيرا . اين بود مختصرى راجع به مذهب وهّابيّه . و امّا طايفهء شيخيّه ، آنان نهايت سير انسان را به ذات أقدس حقّ نمىدانند ، و وصول او را به مقام عزّ شامخ حضرت احديّت ، و فناء و اندكاك هستى او را در ذات او جلّ و عزّ ، صريحا انكار مىكنند . فبناء على هذا ، امكان عرفان الهى و معرفت ذات حقّ را دربارهء انسان منكرند و مىگويند : نهايت سير عرفانى و كمالى انسان به سوى ولىّ اعظم است ، كه حجاب أقرب و واسطهء فيض است . ايشان مىگويند : ذات أقدس حقّ از هر اسم و رسمى برىّ ، و از هر صفتى مبرّى است ، بنابر اين أسماء و صفات حقّ ، عين ذات او نيستند ، و در مرحلهء پائين‌تر قرار دارند ، و بالنّتيجه ذات حقّ فاقد هر صفتى و هر اسمى است . حضرت ولىّ اعظم و قطب دائرهء امكان : امام زمان ، اسم خداست ، و در رتبهء پائين‌تر از ذات حقّ است ، و چون سير به سوى ذات كه خارج از هر اسم و رسمى است ، و ازلى و ابدى است ، و ما لا نهاية له مىباشد محال است ، لذا غايت سير انسان به سوى اسم اعظم حقّ است ، كه همان ولىّ أعظم است كه فاصلهء بين خداوند و بين عالم خلق است .