مستحقّ نفيسترين كمال است ، كرده است ، و ديوار كبريائيّت و جلال خدا را شكافته است ، و با ادّعاى جهت داشتن و جسم بودن خدا در مقام اثبات منافى عظمت و كمال خدا برآمده است ، و كسى را هم كه اعتقاد به جهت و تجسّم خدا ندارد ، او را نسبت به ضلالت و گناه داده است . و اين مطلب را در روى منبرها اظهار كرده ، و بين أصاغر و أكابر شايع و ذايع گردانيده است ، بطورى كه همه از معتقدات او مطّلع شدهاند .
[ گفتار علماى عامّه در كفر ابن تيميَّه ]
و از صاحب كتاب « أشرف الوسائل إلى فهم الشّمايل » نقل شده است كه : او در بيان آويزان كردن كنار عمامه را بين دو كتف گفته است :
ابن قيّم جوزى از استادش ابن تيميّه مطلب بديعى را ذكر كرده است ، و آن اين است كه : چون رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ديد كه : خداوند دست خود را در ميان دو كتف او قرار داده است ، اينجا را محترم شمرد ، و آن را براى آويختن كنار عمامه معيّن كرد .
عراقى گويد : ما براى اين كلام ، اصلى و روايتى نيافتيم .
و سپس صاحب كتاب « اشرف الوسائل » گويد : اين گفتار هم از قبيل ساير آراء و افكار باطلهء اين دو نفر است ( استاد و شاگرد ) زيرا كه اين دو نفر در استدلال بر مذهب خودشان كه تجسّم خدا باشد ، إطالهء سخن دادهاند ، و اهل سنّت را كه اين معنى را نفى مىكنند ، به حساب خودشان مىخواهند محكوم كنند .
تعالى الله عمّا يقول الظّالمون و الجاحدون علواً كبيراً .
و از براى اين استاد و شاگرد ( ابن تيميّه و ابن جوزى ) در اين مقام از انواع قبائح و اعتقاد فاسد ، به اندازهاى است ، كه گوشها از شنيدن آن كر مىشوند ، و گفتارشان محكوم به دروغ و باطل و ضلالت و بهتان و افتراء است . خداوند آن دو را قبيح گرداند و قبيح گرداند هر كه را به گفتار ايشان گوياست .
و امام أحمد بن حنبل و بزرگان از مذهب ابن تيميّه ، از اين لكّهء ننگ و قبيح ، برى هستند ، و از قول به جسم بودن و جهت داشتن حقّ بيزارند ، چگونه اينطور نباشد ، در صورتى كه اين عقيده در نزد اكثر اهل سنّت كفر است . تمام شد گفتار صاحب « اشرف الوسائل » .
و از مولوىّ عبد الحليم هندى در كتاب « حلّ المعاقد » در حاشيهء « شرح العقايد »