كفر و ارتداد و گمراهى و به هدر شدن خون او باشد ، ( و بنابر اين به ابن تيميّه كه نسبت كفر و ضلال و ارتداد داده است بر اساس تحقيق و تدقيق در معتقدات او بوده است ) » .
[ گفتار علما و مورَّخين راجع به ابن تيميَّه ]
عالم جليل آية الله محسن أمين جبل عاملى گويد : تمام طايفهء وهّابيّه و مؤسّس دعوت آنها : محمّد بن عبد الوهّاب ، و آنكه اوّلين تخم اين كشت را پاشيد : أحمد بن تيميّه و شاگردش : ابن قبّم جوزىّ ، و پيروانشان ، مدّعى هستند كه آنان موحّدند ، و به اعتقاد خودشان چنين مىپندارند كه : ايشان عالم توحيد را حفظ مىكنند كه شائبهاى از شرك در آن وارد نشود ، و وهّابىها ادّعا دارند كه فقطّ خودشان اهل توحيدند ، و بقيّهء مسلمانان بدون استثناء همگى مشرك مىباشند .
و ليكن حقيقت مطلب اين است كه : ابن تيميّة و ابن عبد الوهّاب و پيروانشان ، ورود در قرقگاه توحيد را مباح كردند ، و پردههاى آن را پاره نمودند ، و حجاب آن را دريدند ، و به خداوند تعالى چيزهائى را نسبت دادند كه لايق به مقام قدس او نيست . و تعالى الله عن ما يقول الظّالمون علوّا كبيرا .
و براى خدا جهت بالا قرار دادند ، و قرار گرفتن بر روى تخت و كرسى كه بالاى آسمانها و زمين است ، معتقد شدند ، و پائين آمدن به آسمان دنيا ، و آمدن ، و نزديك شدن ، با معانى معمولى آن پنداشتند ، و براى خدا صورت ، و دو دست : دست راست و دست چپ ، و انگشتان ، و كف دست ، و دو چشم قرار دادند ، بدون آنكه اين معانى را تأويل كنند بلكه با تجسّم صريح ذكر كردند .
و همچنين صفاتى را مانند غضب ، و محبّت ، و رضا ، و رحمت ، و غير آنها را بر همين معانى متعارف گرفتند و تصريح كردند كه : خداوند سخن مىگويد ، با همين حروف و الفاظ ، و سخنش صدا دارد ، و على هذا خداوند را محلّ حوادث و آثار طبيعى پنداشتند ، و اينها همه از لوازم حدوث است .
امّا ابن تيميّة او صريحا قائل به جهت داشتن ، و جسميّت ، و قرار گرفتن بر روى عرش ( تخت ) حقيقتا ، و سخن گفتن با حروف و أصوات مىباشد .
او اوّلين كسى است كه بدين گفتار اعلان كرد ، و رسالههاى مستقلّى مانند رسالهء عقيدهء حمويّة و رسالهء عقيدهء واسطيّة و غير اين دو را نوشت ، و شاگردان او : ابن -