« ابن تيميّه كسى است كه خداوند او را مخذول و منكوب نموده ، و گمراه كرده و كور و كر كرده ، و ذليل و بىمقدار نموده است ، و بدين امر بزرگان از علماء كه فساد احوال او را بيان كردهاند و دروغ گفتار او را معيّن كردهاند تصريح نمودهاند ، و كسى كه بخواهد اين حقيقت را دريابد بايد به مطالعهء گفتار امام مجتهد كه همگى بر امامت و جلالت و درجهء اجتهاد او اعتراف و اتّفاق دارند يعنى شيخ ابو الحسن سبكى بپردازد و نيز به مطالعهء گفتار فرزندش تاج امّت و شيخ جماعت عزّ بن جماعة و ساير هم عصران ايشان و غير هم عصران از شافعىها و مالكىها و حنفىها بپردازد تا كاملا بر انحرافات ابن تيميّه واقف گردد ، ابن تيميّه اعتراض خود را فقط بر طائفهء متأخّرين از صوفيّه مقصور نداشته است بلكه بر مثل عمر بن خطّاب و علىّ بن ابي طالب اعتراض داشته است .
و حاصل مطلب آن است كه براى گفتار او قيمت و ارزشى نيست زيرا علماء به گفتار او به نظر عدم ارزش و قابليّت مطالعه و به نظر سخن دور افتادهاى مىنگرند و دربارهء او اعتقاد دارند كه مرد ضالّ و مضلّ ، گمراه و گمراه كننده و مرد بدعتگذار و متجاوزى بوده است . خداوند او را به دست انتقام عدالتش بگيرد و ما را از پيمودن راهى همانند راه او بر حذر دارد و از عقيده و كردار او در پناه خود حفظ فرمايد ، آمين .
( ابن حجر گفتار خود را ادامه مىدهد تا آنكه مىگويد ) : ابن تيميّه در عقائد خود معتقد است به اينكه خداوند جهت دارد و براى اثبات اين عقيده جزوى از كتاب خود را قرار داده است و لازمهء اين عقيده جسميّت خداست و محاذات با موجودات دگر و مستقرّ شدن و متمكّن گشتن در مكان . و چون ابن تيميّه در بعضى از اوقات به اين لوازم تصريح مىكرده است مذهب او را به جسميّت خدا و مكان داشتن خدا مىدانستهاند . بالأخصّ آنكه از جمله كسانى كه به او نسبت جسميّت دادهاند از بزرگان أئمّهء اسلام كه اتّفاق بر جلالت و امامت و ديانت او كردهاند همين بزرگ مرد شيخ ابو الحسن سبكى است چون او مردى است محقّق و مدقّق و مورد وثوق و امضاى علماء اعلام ، شيخ سبكى چيزى نمىگويد مگر از روى تحقيق و تجسّس كامل و احتياط فراوان و بررسى تامّ و تمام بالأخصّ در نسبت به مسلمانى كه مقتضى
امام شناسى (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٧