تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
اين روايات مىفهماند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، اسلام را بر اين پنج اساس كه از جملهء آن توحيد است بيان فرموده‌اند ، و ليكن چون عامّه به همان ظاهر شهادتين اكتفا كرده ، و إقرار به مجرّد نبوّت را گر چه مقارن با مخالفت امر رسول خدا دربارهء ولايت باشد ، از اساس اسلام شمرده ، و به همان اكتفا نموده‌اند ، لهذا أئمّهء طاهرين سلام الله عليهم أجمعين ، روايات وارده از رسول خدا را بدين قسم تفسير كرده‌اند كه : إقرار به توحيد و به نبوّت بدون إقرار به ولايت جز ظاهرى بيش نيست ، و حقيقت اعتراف به آن مستلزم اقرار به ولايت است ، و دخول در عالم توحيد ، مشروط از عبور از ولايت است . و اين دو امر از هم جدا و منفكّ نمىباشند .

[ انحراف فرقهء وهابيّه در توحيد ذات الهى ]

حقيقت اسلام به ولايت متّكى است ، كه مفتاح توحيد در مظاهر أسماء و صفات و أفعال است ، و نيز باطن و جوهرهء نبوّت است . اين بود بحث شريف دربارهء حقيقت ولايت ، و عدم انفكاك آن از توحيد حضرت بارى تعالى شأنه . و در اين مسئله دو طائفه به ضلالت و گمراهى رفته‌اند : أوّل - طائفهء وهّابيّه ، دوّم - طائفهء شيخيّه . أمّا طائفهء وهّابيّه ، آنان قدرت و عظمت و علم و إحاطه و حيات و ساير أسماء و صفات حضرت حقّ را از موجودات ، جدا مىدانند ، بدين معنى كه عنوان وساطت را از وسائط ، و مرآتيّت را از آئينه‌هاى وجود كه مظاهر و مجالى ذات حقّند ، الغاء مىكنند ، و بنابر اين اصولا معناى ظهور و تجلّى را در عالم امكان نمىدانند . و بنابر اين در اشكال و محذورى واقع مىشوند ، كه تا روز قيامت هم اگر فكر كنند ابدا رهائى و خلاصى از آن را ندارند ، و آن اشكال اين است كه : ما وجدانا و شهودا موجودات بسيارى را در اين عالم مشاهده مىكنيم ، و همهء آنها را داراى حيات و علم و قدرت مىبينيم ، اين جاى شبهه و ترديد نيست ، موجودات مؤثّر را در اين جهان نمىتوانيم انكار كنيم . حال مىگوئيم : اگر حيات و قدرت و علم را در ذات أزلى حقّ بدون اين موجودات و كثرات بدانيم ، اين كلام وجدانا و شهودا غلط است ، زيرا وجود اين صفات در موجودات از ضروريّات و يقينيّات است .