تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
هيچ يك از افراد بشر بر ما نعمتى ندارند ، بلكه خداوند است كه بر ما نعمت بخشيده است پس بين ما و بين خدا واسطه‌اى نيست ، و مردم جملگى مصنوعات و دست پروردگان ما هستند . و بنابر اين ما واسطه بين آنها و بين خدا هستيم ، و اين مقام مقام جليلى است كه ظاهرش همانست كه ذكر شد و باطنش اين است كه آنان بندگان خدا هستند و مردم بندگان ايشان مىباشند - انتهى » . و شيخ محمّد عبده در پاورقى ص 32 گويد : آل النّبىّ اسراء إحسان الله عليهم و النّاس اسراء فضلهم بعد ذلك « آل پيغمبر اسيران احسانى هستند كه خدا به آنها كرده است ، و مردم اسيران فضلى هستند كه اهل بيت بر آنها كرده‌اند » . ولايت كلّيّهء الهيّه از نقطه‌نظر صفت و اسم خدا ولايت است ، امّا ازاين‌جهت اگر رفع يد كنيم ، نه آنكه ولايت نيست ، بلكه صرف نيستى و صفر و معدوم و تباه است . ولايت كلّيّه و مطلقه همانطور كه در سلسلهء تكوين و ايجاد تمام اثر را دارد ، همانطور در ناحيهء صعود و وصول نيز تمام اثر را دارد . يعنى كسى به معرفت و قرب ذات اقدس حقّ نمىرسد ، مگر از اين آئينه و اين آيت بزرگ . زيرا بنا به فرض ، آئينه بزرگ است ، و چون جمال محبوب و معرفت معبود ، بدون آئينه و حجاب براى سالك در وهلهء اوّل امكان‌پذير نيست ، و نور و تشعشع ذات ، ديدهء هر بيننده را كور ، و او را به ديار ضلال مىفرستد ، بنابر اين وصول به اين آئينه و شرطيّت آن براى سير در مراحل معرفت ، از ألزم لوازم است . خورشيد را نمىتوان ديد ، و ليكن در آئينه مىتوان ديد . چقدر خوب و روشن اين حقيقت را عارف معروف : شيخ محمود شبسترى بيان كرده است :
نگنجد نور ذات اندر مظاهر * كه سبحات جلالش هست قاهر در آن موضع كه نور حقّ دليل است * چه جاى گفتگوى جبرئيل است ؟ بود نور خرد در ذات أنور * بسان چشم سر در چشمهء خور چه نسبت خاك را با عالم پاك * كه ادراكست عجز از درك ادراك در اين مشهد كه انوار تجلّى است * سخن دارم ولى ناگفتن أولى است اگر خواهى كه بينى چشمهء خور * ترا حاجت فتد با چشم ديگر
امام شناسى (فارسى) — صفحة 131 | السيد محمد حسين الطهراني