بزرگوارت كه پاكترين افراد بشر بودهاند ، و به حقّ نياكان گراميت كه مكرّمترين مردم بودند ، سوگند مىدهيم كه : چهره و سيماى ميمون و مباركت را به ما نشان دهى ! و براى ما حديثى از پدرانت ، از جدّت روايت كنى ، تا بدينوسيله ما پيوسته در ياد تو باشيم .
حضرت دستور دادند ، كه بغله و كجاوه را نگه دارند ، و پردهء هودج را بالا زنند .
در اين حال چشمان مسلمين به طلعت مبارك و ميمون او روشن شد ، و دو طرّهء گيسوان او از دو طرف مانند دو طرّهء گيسوان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آويزان بود ، و تمام اصناف و گروههاى مختلف مردم همه ايستاده بودند .
بعضى صيحه و فرياد مىزدند ، و بعضى گريه مىكردند ، و بعضى لباس خود را پاره مىنمودند ، و بعضى در خاك مىغلطيدند ، و بعضى دهانه و لجام قاطر را مىبوسيدند ، و بعضى گردنهاى خود را بلند كرده ، تا داخل ، هودج را كه سايبانش پس رفته بود ببينند ، و اين هياهو و غوغا تا نيمهء روز به طول انجاميد ، و اشكهاى مردم همچون نهرها جارى شد ، و ديگر صداها آرام گرفت ، و پيشوايان و قاضيان فرياد مىكشيدند : معاشر النّاس اسمعوا ، و عوا ، و لا تؤذوا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى عترته ، و أنصتوا .
« اى مردم گوش فرا دهيد ، و حفظ كنيد و بگيريد ، و رسول الله را در عترت او ميازاريد ، و همگى ساكت شويد » .
در اين حال حضرت رضا عليه السّلام اين حديث را إملاء كردند ، درحالىكه بيست و چهار هزار قلمدان غير از دواتهائى كه مردم با خود داشتند ، از كمرها و جيبها بيرون آورده و مىنوشتند .
و آن كسانى كه گفتار حضرت را به مردم مىرسانيدند ، و با صداى بلند بازگو مىكردند : أبو زرعة رازى و محمّد بن أسلم طوسى بودند ، رحمة الله عليهما .
حضرت فرمودند : حديث كرد براى من پدرم : موسى بن جعفر كاظم كه گفت : حديث كرد براى من پدرم : جعفر بن محمّد صادق كه گفت : حديث كرد براى من پدرم : محمّد بن علىّ باقر كه گفت : حديث كرد براى من پدرم : علىّ بن الحسين زين العابدين كه گفت : حديث كرد براى من پدرم : حسين بن علىّ شهيد أرض كربلاء كه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٤