الله است ، اين كلام غلط و عين شرك است .
ميان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمين تا آسمان است
دانهء فلفل سياه و خال مهرويان سياه * هر دو جان سوزند امّا اين كجا و آن كجا ؟
شكّر مازندران و شكّر هندوستان * هر دو شيرينند امّا اين كجا و آن كجا ؟
از اينجاست كه در « نهج البلاغه » در نامهء 28 از باب رسائل كه امير المؤمنين عليه السّلام به معاويه مىنويسند در ضمن آن مىگويند : فإنّا صنائع ربّنا و النّاس بعد صنائع لنا « ما دست پروردگان پروردگارمان هستيم ، و مردم پس از اين دست پروردگان ما هستند » « 1 » .
مجلسى رحمة الله عليه در ج 8 از ط كمپانى در ص 536 از « بحار الانوار » گويد : « اين گفتار مشتمل بر أسرار عجيبهاى است از غرائب شأن آنها كه عقول از ادراك آن عاجز است و ما به قدر توان خود مقدارى كه مىتوانيم اظهار كنيم ، بيان مىكنيم ، پس مىگوئيم : صنيعة الملك من يصطنعه و يرفع قدره . و منه قوله تعالى :
وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي
أى اخترتك و أخذتك صنيعتى لتتصرّف عن ارادتى و محبّتى « دست پرودهء پادشاه و سلطان به كسى گويند كه او را براى خودش تربيت مىكند ، و ارزش او را بالا مىبرد ، و از اين قبيل است گفتار خداوند تعالى ، به حضرت موسى كه : من تو را براى خودم پروردهام ، يعنى من تو را براى خودم اختيار كردهام و دست پروردهء خودم قرار دادهام تا بدين جهت ، تو هر كار كه مىكنى از روى ارادهء من و محبّت من باشد .
پس معنى و مفاد گفتار امير المؤمنين عليه السّلام اين مىشود كه : هيچ بشرى بر ما نعمتى ندارد بلكه فقط خداوند است كه بر ما نعمت ارزانى داشته است . پس بين ما و خداوند هيچ واسطهاى نيست ، و مردم بتمامى و همگى دست پروردهء ما هستند و بنابر اين ، ما واسطه بين مردم و بين خدا هستيم » .
و ابن ابى الحديد در شرح « نهج البلاغه » ط بيست جلدى در ج 15 ، ص 194 گويد : « اين كلام عظيمى است كه بر هر گفتارى برترى و تفوّق دارد و معنايش بر هر معنائى برترى و تفوّق دارد ، و صنيعة الملك من يصطنعه و يرفع قدره . حضرت مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » ج 2 ، از ط عبده مصر ص 32 و « احتجاج طبرسى » ط نجف ج 2 ص 260 .